«انسان هر آنچه که هست، حاصل تفکرات اوست؛ ذهن همه چیز است، انسان به هر آنچه که فکر کند، به همان تبدیل خواهد شد.»
همه چیز در مورد ویپ
برسی حقیقت نشان می دهد که بهتر است ناکامی یکیاز گزینهها باشد , چون چه شما آن را بهعنوان یک آیتم در لحاظ بگیرید یا این که آن را در نظر نگیرید , ناکامی اتفاق خواهد افتاد , مهم نحوهی مواجهشدن ما با باخت است , گونه بینش ما اندازه ناکامی یا این که موفقیت مارا انتخاب می نماید
در شرایطیکه شما با این دیدگاه معاش فرمائید که ناکامی یک مورد نیست و هیچ زمان هیچگونه مجال خیر برای ترقی و یاد گرفتن به دست نمیآورید
باهم به بررسی دیدگاه بعضا اشخاص برنده در زمینههای متعدد میپردازیم که با شکستها برخورد مختلفی داشتند .
رمز موفقیت مایکل جردن
مایکل جردن که اکثری از کارشناسان اورا یکی بزرگترین بسکتبالیستهای مورخ می دانند در سال دوم متوسطه در گروه بسکتبال دبیرستانش پذیرفته نشد و به منزل رفت و ناله کرد , میگفتند وی قد وی زیاد کوتاه است . در طی دو سال بعدازآن داستان , قد مایکل جردن ده سانتیمتر پروش یافت و با تمرین دوچندان فراوان مهارت بازی کردن خویش را ارتقاء داد و در مسیر موفقیت قرار گرفت
دشوار است که تصور کنیم درحالتی که توماس ادیسون این بینش را میپذیرفت که باخت یک مورد نیست , امروز معاش ما چهگونه بود؟
وی در ابداع چراغ الکتریکی و در تلاشهایش برای کشف کردن یکرشتهی استوار , هزاران روش مختلف را آزمود که همه ان ها با ناکامی مواجه شدند
جملهی دارای اسم و رسم ادیسون این بود :
اینجانب ناکامی نخوردم , اینجانب تنها دهها هزار راهی کشف کردم که به فعالیت نمیآیند . فرض نمائید در حالتی که ادبسون در رویکرد خویش باخت را پذیرش میکرد روز جاری می بایست چه گونه معاش میکردیم؟
داستان زندگی یک دوست
دوستی دارم که در بازار از سال ۸۰ در صنف لباس مردانه کار می کرد و یک شریک عالی نیز داشت . آنها بر اثر خطاها کوچک و مداومی که انجام میدادند ورشکسته شدند , دوست اینجانب بعداز ورشکستگی در کار پوشاک , شغل آزاد را رها کرد و مشغول به کار در یک اداره دولتی شد , ولی شریکش در همان شغل ماند و بهمرور استارت به کار کرد و هرروز کارش را بسط داد , چند شب قبل با دوستی که فعالیت در اداره دولتی را گزینش کرد سخن میکردم , وی میگفت کهای کاش شغل آزاد را رها نمی کرد و نظیر شریکش ادامه میداد و نظیر شریکش هم اکنون ویلا و منزل و اتومبیل خوبی داشت , دوست اینجانب از یک نکته غافل بود , نکتهای که فرق دربین اشخاص شکستخورده و اشخاص چیره است :
چهت نیل به هر هدفی می بایست حاضر باشیم بهای آن را پرداخت کنیم , شریک دوست اینجانب که حال ثروتمند شده , ۱۰ سال ریسک کار در بازار آزاد و خطراتش را به عهده گرفت و حال ترقی کرده که است , درصورتیکه دوست اینجانب دراین ۱۰ سال هیچ نگرانیای بابت حقوق و دستمزد و اجاره فروشگاه و مالیات نداشته و معاش مالی بیدردسری را سپری نموده است
این پاراگراف را مدام یادمان باشد :
اشخاص موفق کارهایی را انجام میدهند که اشخاص ناموفق تمایلی به انجام دادنشان ندارند .
موفقیت نتیجه ی همت و پشت کار بالا است , تمام اشخاص موفقی که دراین مقاله از آنان اسم بردیم بسیار مالامال همت در راه وصال به خواسته های خودشان بودند , و یک خصوصیت مشترک فی مابین اشخاص موفق
پشت کار بالا و توان تحمل و طاقت بالای آنها در حالت بحرانی است .
زمانی مایکل جردن بارها همت میکرد و باخت میخورد , این باخت ها برایش شادی بخش نبودند , بلکه درد داشتند , درد حقیقی و واقعی البته وی آنهارا تحمل کرد و به همت کردن ادامه داد تا توانست تبدیل به اسطوره ای به یادماندنی شود .
موفقیت از آن واژه هایی است که گستره ی متعددی از تعارف مشتمل بر آن میشوند . بعضی موفقیت را با پول می سنجند , بعضا موفقیت را حس وقار و آوازه می سنجند . بعضی موفقیت را داشتن زندگی ساده و بی دردسر تعریف می نمایند . خواسته ما از موفقیت در اینجا یعنی : اشخاص چقدر در خط مش رسیدن به هدف ها خویش کامیاب بوده اند و چقدر از زندگی خویش رضایت داراهستند .
موفق شدن راحت , برنده ماندن طاقت فرسا
بعضا می پندارند موفقیت آخر مسیر است , در حالی که موفقیت تازه شروع راه است . وقتی شما در زمنیه ای پیروز میشوید , تازه سر و کله ی رقبا پیدا می شود .
تازه بایستی از موفقیتی که به دست آورده اید دفاع فرمائید . زمانی موفق میشوید آنقدر کارهای متعددی بایستی برای محافظت توفیق خویش انجام دهید که درحالتی که عاشق مسیرتان نباشید دیگر لذتی از مسیر خویش در روش وصال به اهدافتان نمی برید .
مسیر موفق ماندن
درحالتی که در مسیر برنده شدن باشید میتوانید برای بازه کوتاهی سعی نمائید و با پشت کار دوچندان به موفقیت برسید , ولی چهت نیل به هر موفقیتی می بایست بهای آن را پرداخت نمایید . ولی بهای برنده ماندن بسیار بیشتر و سنگین تر از بهای موفق شدن , این ها تنها بازی با لغت ها نیست .
به محض اینکه برنده میشوید سر و کله ی رقبا پیدا می شود , تا زمانی ضعیف میباشید کسی با شما کاری ندارد ولی به مجض اینکه موفق میشوید بایستی از رده و درجه ی خودتان یا شرکتتان دفاع فرمائید . دقیقا وقتی برنده میشوید بایستی عملکرد خودتان را چندین برابر نمائید تا بتوانید از موفقیت خودتان دفاع نمایید .
بهاین این مورد موفقیت حقیقی وواقعی توجه فرمائید :
در سال ۲۰۰۸ دکستر جکسون برای اولین بار در حین زندگی اش قهرمان مهم ترین مسابقه ی ورزشی حرفه ی خودش شد . با دلاور شدن دراین مسابقه نامش را در مورخ این ورزش در عالم به ثبت رساند و به یاد ماندنی شد .
دکستر جکسون یک بدنساز ماهر است . وی در مستر اولمپیای سال ۲۰۰۸ در رقابت با جی کاتلر که سال گذشته مستر اولمپیا بود موفق شد . دکستر جکسون برنده شد و بر جایگاه اولیه تکه زد , مسابقات مستر اولمپیا در سال بک بار برگذار می شود و اشخاص ماهر از سراسر جهان با هم به رقابت میپردازند . دکستر جکسون در رویه رسیدن به موفقیت خویش بسیار زحمت کشید . بعداز بیش از ده سال تمرین بدن سازی وی توانست قهرمان عالم شود . ولی برنده شدن ممکن است برایش آسان تر از موفق ماندن بود . وی در سال بعد جایگاه خویش را به قهرمان پیشین جی کاتلر واگذار کرد و تنها مستر اولمپایی است که برای 1سال فقط قهرمان شد .
قهرمان های پیشین از او اشخاصی مثل رونی کلمن , دوریان یتس , آرنولد شوارتزنگر بودند که هرکدام برای چند سال پیاپی پهلوان دنیا بودند .
دکستر جکسون چهت نیل به موفقیت فراوان تلاش کرد و وقتی موفق شد لذت بسیار زیادی را تجربه کرد , البته برای نگهداری موفقیت خویش می بایست چندین برابر گذشته سعی میکرد , چون در رقابتی که پیش رو داشت , رقیب وی برای پیروز شدن آمده بود و وی برای دفاع از قهرمانی خویش . دکستر جکسون در سال ۲۰۰۹ از جی کاتلر شکست خورد .
درد شکست بسیار زیاد است , ولی بایستی با حقیقت ها کنار بیایم که چیره شدن و پیروز ماندن دو مقوله ی جدا از هم میباشند , پیروز شدن مقطی و موفق ماندن یک روند است .
تصمیم با ما است که برای چیره شدن
تلاش کنیم یا برای موفقیت مستمر، موفقیت مستمر نیاز به تلاش مستمر دارد و باید عاشق مسیری که در آن هستی باشی .
داشتن انگیزه سوزان و علاقه ی بسیار از عوامل موفقیت است که باید در راهی که انتخاب می کنیم حواسمان باشد که در راستای علاقه ی و عشق ما به آن مسسیر باشد .
استیو جابز می گوید :
تنها راه انجام کار بزرگ این است که عاشق کاری باشید که انجام می دهید.
برگرفته از سایت علی محمدیان
" بهترین راه برای ترک سیگار استفاده از ویپ می باشد. برای مطالعه در این زمینه از مقالات سایت تاج ویپ بهره بگیرید "
بهترین تریدرهای فارکس چه کسانی هستند و رمز موفقیت آنها چیست؟
چه یک معاملهگر مبتدی باشید و چه یک تریدر حرفهای، به احتمال زیاد شما نیز دنبال کسب سود هستید. تا اینجای کار هیچ مشکلی وجود ندارد، ولی متاسفانه اکثر افرادی که وارد بازارهای مالی به خصوص مارکت فارکس میشوند، سودای یک شبه پولدار شدن و ره صد ساله پیمودن دارند.
اگر شما هم جزو این دسته از افراد هستید، باید همین ابتدای کار به شما بگوییم که بازار فارکس جای مناسبی برای شما نیست. ضرب المثل بسیار قشنگی در فرهنگ ما ایرانیان وجود دارد که میگوید: نابرده رنج گنج میسر نمیشود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد.
موفق شدن در هر کاری، نیازمند آموزش و آگاهی، تمرین، پشتکار و شهامت است. شاید اکثریت تریدرهای جهان همگی با هم یک آرزوی بزرگ داشته باشند و آن هم این است که، چطور میشود تبدیل به یک تریدر موفق و پولساز شد.
در یکی دیگر از سری مقالات فارکس وبسایت دنیای ترید، این بار میخواهیم شما را با بهترین تریدرهای موفق جهان آشنا کنیم و رمز موفقیتشان را با شما به اشتراک بگذاریم.
نکاتی که قرار است با هم در این مقاله یاد بگیریم، به شرح زیر است:
چه تعداد از معاملهگران فارکس موفق هستند، مهارتهای معاملهگری، بهترین تریدرهای فارکس در دنیا و رمز موفقیت آنها، آیا برای موفق شدن در فارکس باید نابغه بود و نتیجه گیری.
چه تعداد از معاملهگران فارکس موفق هستند؟
به نظر شما معاملهگران بزرگ دنیا چه چیزی دارند که آنها را از دیگر تریدرها، متمایز میکند؟ یک آمار بسیار معتبر نشان میدهد که حدود 90 درصد از تریدرهای جهان، موفق نمیشوند! حتی برخی رسانهها این آمار را 95 درصد اعلام میکنند.
شاید با خواندن این آمار شوکه شده باشید! یا شاید هم با خودتان میگویید که احتمالا این شغل مناسب شما نیست، صبر کنید. دلیل این آمار به نحوه نگرش آنها، عملکرد ضعیف، آموزش ندیدن، تمرین نکردن در فضای دمو، نداشتن انضباط و استراتژی شخصی و بسیاری چیزهای دیگر برمیگردد.
پس، چه چیزی آن 5 تا 10 درصد دیگر را از دیگر معاملهگران، جدا میکند؟
احتمالا با خودتان فکر میکنید که اگر تنها 5 تا 10 درصد تریدرهای فارکس موفق هستند، حتما این معاملهگران باید نوابغ بینظیری باشند و یا خداوند به آنها ویژگیهای بینظیری را عطا کرده باشد. عجله نکنید! در ادامه این مقاله به نکاتی طلایی درباره دلیل موفقیت این گروه اقلیت در فارکس، خواهیم پرداخت.
مهارتهای معاملهگری
قبل از اینکه کمی جلوتر برویم، میخواهم تا شما هم با تعریف موفقیت در بازارهای مالی و فارکس، آشنا شوید. به محض اینکه صحبت از موفقیت می شود احتمالا ذهن شما نیز معطوف تریدرهایی میشود که فقط قادرند خوب پول دربیاورند!
ولی باید به شما بگوییم که منظور ما از موفقیت، اصلا پول نیست. چیزهای خیلی زیادی وجود دارد که یک تریدر را موفق میکند.
تریدرهای موفق کسانی هستند که عاشق کارشان هستند و با شور و شوق زیادی روزشان را آغاز میکنند. در حقیقت آنها عاداتی را درون خودشان پرورش دادهاند که باعث موفقیت و وجه تمایزشان با دیگر معامله گران میشود.
در ادامه این مقاله، ما برخی مهارتهای معاملهگران موفق را به شما یاد خواهیم داد.
تریدرهای موفق همیشه استراتژی خاص شخصی خودشان را دارند و به آن استراتژی، پایبند هستند. از آنجایی که فارکس یک شغل بدون مدیر است، امکان اینکه شما خیلی از اصول بازار را زیر پا بگذارید، بسیار زیاد است.
یکی از مهارتهای بزرگ معاملهگری، صبر کردن است. چه بسیارند معاملهگرانی که به شدت عجول هستند و هنوز معاملهشان به ثمر نرسیده، از پوزیشنی که در سود است، خارج میشوند. این دسته از معاملهگران که بسیار هم زیاد هستند، همان افرادی هستند که اگر گیاهی بکارند، هر روز خاک اطراف آن گیاه را زیر و رو میکنند و با تعجب از عدم رشد گیاه، در آخر از انجام آن کار منصرف میشوند.
یکی دیگر از مهارتهای بزرگ تریدرهای موفق، احساساتی عمل نکردن است. بازارهای مالی به خصوص مارکت فارکس، جای تریدرهای احساساتی نیست. اگر شما به عنوان یک معاملهگر حرفهای استراتژی خودتان را داشته باشید، هرگز با نوسانات بازار به هم نمیریزید.
معاملهگران بزرگ همیشه حد ضرر میگذارند و قبل از ورود به هر معاملهای، ریسکشان را مدیریت میکنند. آنها نحوه استفاده از اهرم یا لورجها را خوب میدانند و هرگز تمام سرمایهشان را به خطر نمیاندازند.
فراموش نکنید که بازار فارکس جای قمار کردن نیست!
یکی از بزرگترین مهارتهایی که تریدرهای موفق یاد گرفتهاند این است که آنها به خوبی میدانند، ضرر کردن بخش بزرگی از بازار فارکس است. ولی تفاوت آنها با آماتورها در این است که حرفهایها یاد گرفتهاند چطور ضررهایشان را کم و سودهایشان را زیاد کنند.
معاملهگران موفق، هرگز به صرف اینکه فقط معاملهای کرده باشند، وارد بازار نمیشوند. اگر فرصت معاملاتی مطابق با استراتژیشان پیدا کنند، ترید میکنند در غیر این صورت، هرگز وارد مارکت نمیشوند.
یکی از بزرگترین تفاوتهای معاملهگران موفق و ماهر، بالا بردن دانش و آگاهی، از طریق یادگیری تحلیل تحلیل تکنیکال فارکس، تحلیل فاندامنتال فارکس و روانشناسی بازار فارکس است.
یادتان باشد تریدرهای موفق، از شکم مادرشان موفق زاییده نمیشوند بلکه آنها شروع به آموزش مهارتهایی میکنند که دیگران حاضر نیستند بهای یادگیری آنها را بپردازند.
بازار فارکس هم مثل دیگر بازارهای جهان، از عدهای افراد حرفهای و به نام تشکیل شده است. به عنوان مثال هر وقت سخن از بهترین سرمایهگذاران حال حاضر جهان میشود، همه به یاد فرانکلین گراهام و وارن بافت میافتند.
هر زمان کسی درباره شطرنج سخنی به میان می آورد، کسی نیست که به یاد، گری کاسپاروف روسی نیفتد. این مساله در بازار فارکس نیز صادق است. در این قسمت مقاله، قصد داریم تا شما را با برخی از نوابغ دنیای ترید آشنا کنیم.
1- جورج سوروس (George Soros)
بهترین معاملهگر بازار ارزهای بین المللی فارکس، جورج سوروس است. وی متولد 1931 و اهل مجارستان است. هیچ تریدر حرفهای نیست که درباره ترید جادویی سوروس در سال 1992، زمانی که از فروش پوند انگلستان میلیاردها دلار به جیب زد، نداند. از جورج سوروس به عنوان کسی که بانک مرکزی انگلستان را ورشکست کرد، یاد میکنند.
2- جیمز سایمونز (James Simmons)
نفر بعدی، جیمز سیمونز (James Simmons) است. وی یکی از موفقترین روسای موسسات مالی و سرمایهگذاری حال حاضر جهان است. در واقع ایشان را به عنوان موفقترین مدیر حال حاضر موسسات سرمایهگذاری میشناسند.
در زمان رکود و بحران مالی سال 2008 که تقریبا همه معاملهگران مینالیدند و در ضرر بودند، جیمز موفق شد تا 80% بازگشت سرمایه و سودآوری داشته باشد.
3- استانلی دراکن میلر (Stanley Druckenmiller)
سومین تریدری که در لیست ما قرار دارد، استانلی دراکن میلر (Stanley Druckenmiller) امریکایی است. وی مدیریت یکی از شرکتهای سبدگردان را بر عهده دارد و در حال حاضر یکی از بهترین تریدرهای فارکس در جهان است. پیش از اینکه وی مستقلا شرکت سرمایهگذاری خود را راه اندازی کند، بهترین معاملهگر جورج سوروس بوده است.
استانلی نیز در معامله بسیار بزرگ سال 1992 و فروش پوند انگلستان سهیم بود. ایشان یکی از بزرگترین سخنرانان در رویدادهای بزرگ بینالمللی مثل نشستهای جهانی اقتصاد و کنفرانسهای بزرگ است. وقتی دراکن میلر صحبت میکند، تمام سرمایهگذاران سرا پا و با جان دل به سخنان وی، گوش میسپارند.
4- بیل لیپشوتس (Bill Lipschutz)
تریدر حرفهای بعدی لیست ما، بیل لیپشوتس (Bill Lipschutz) است. بیل به این مشهور است که موفق میشود 12.000 دلار امریکا را به 250.000 دلار تبدیل کند و سپس تمام سرمایه خود را از دست میدهد. جالب است بدانید که وی تمام پولش را تنها در یک ترید، از دست داد.
بیل بعد از این شکست تلخ، درس بسیار گرانبهایی درباره مدیریت ریسک میآموزد و سپس به دانشگاه میرود تا در دوره MBA تحصیل کند. پس از گذراندن این دوره، به برادران سلیمان میپیوندد و شرکتی در راستای معاملات ارزی تاسیس میکند. بعد از آن فرمول ساده ثروتمند شدن بیل به تنهایی و برای خودش، شرکت مدیریت سرمایه گذاری Hathersage را راه اندازی کرد.
ایشان در حال حاضر سالانه 300 میلیون دلار درآمد دارد.
5- بروس کاونر (Bruce Kovner)
آخرین نابغه لیست ما، بروس کاونر (Bruce Kovner) است. بروس در سال 1945 دیده به جهان گشود و در حال حاضر یکی از موفقترین مدیران موسسات و صندوقهای مالی بینالمللی است. وقتی که کاونر 32 ساله بود، شرکت Caxton را تاسیس کرد.
وی سرمایه اولیه خود را توسط اعتباری که روی کارت بانکیاش بود جور کرد؛ به زبانی ساده، با کارت اعتباری یا همان Credit Card خود توانست این مبلغ ناچیز اولیه را، فراهم کند.
بروس در یک معامله قرارداد آتی، مقداری لوبیا خرید و سپس 20.000 دلار امریکا به جیب زد. امروزه صندوق Caxton با بیش از 14 میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت، یکی از موفقترین صندوقهای سرمایهگذاری در جهان است.
فراموش نکنید که معاملهگران بسیار زیاد دیگری نیز وجود دارند که موفق شدهاند قلههای وال استریت را فتح کنند. نکتهای که برای ما و شما مهم است این است که، وجه تمایز این تریدرهای بزرگ را با بقیه معاملهگران بدانیم.
رمز موفقیت تریدرهای بزرگ
یادتان باشد هیچ قرص، آمپول یا دوای جادویی وجود ندارد که این نوابغ بزرگ دنیای ترید و معاملهگری استفاده کنند و شما از آن بی خبر باشید. یادتان باشد که مارکت درست مثل یک اقیانوس است و تریدرها، موج سوار. این موج سواری نیاز به کمی استعداد، تعادل، صبر، استفاده از ابزار مناسب، روانشناسی و غیره دارد.
حال، سوال اینجاست که کدام انسان عاقل است که درون یک دریای طوفانی و پر از کوسههای خطرناک، موج سواری کند؟!
اولین رمز مشترک بین تمام تریدرهای حرفهای و موفق بازار، کسب دانش و آگاهی و شروع به یادگیری است. در واقع دانش، کلید موفقیت در هر زمینه و درست نقطه مقابل جهل و نادانی است. منظور کلی ما از یادگیری و آموزش دیدن، تحلیل تکنیکال، تحلیل فاندامنتال و روانشناسی مارکت است.
در ادامه به توضیح نکات طلایی میپردازیم که چکیده تجربه اکثر تریدرهای حرفهای و موفق بازار است.
بعد از یادگیری گام اول، زمان به کارگیری و استفاده از علم و دانشی است که کسب کردهاید. شما باید یک حساب مجازی و غیر واقعی با یک بروکر خوب و قابل اعتماد که تمام مجوزهای لازم را در اختیار دارد، باز کنید.
سپس اگر گام اول را خوب آموخته باشید، میدانید که باید یک استراتژی مناسب شخص خودتان داشته باشید. استراتژی شما باید تمام این موارد را پوشش دهد: چه نوع شخصیتی دارید؛ آیا اهل ریسک هستید یا خیر؟ پاسخ این سوال شما را به مرحله بعد یعنی انتخاب نوع مارکت و دارایی مورد نظرتان، منتقل میکند.
دوست دارید معاملهگر ارزها باشید یا کامودیتی؟ آیا مایلید در بازار سهام سرمایهگذاری کنید یا بازار اوراق قرضه آمریکا؟ پس از انتخاب نوع دارایی، باید شروع به ترید کردن در فضای دمو کرده تا بتوانید خودتان و آموختههایتان را محک بزنید.
بعد از مشاهده نتایج آزمون و خطاها در فضای غیر واقعی، نوبت داشتن نظم و انضباط در معاملههایتان است. اینکه دید شما به بازار فارکس چیست، در نحوه تریدهای شما بسیار اهمیت دارد. آیا فارکس را مثل قمار کردن میبینید و یا واقعا قصد دارید یک تریدر حرفهای باشید؟
تمام معاملهگران حرفهای یک دستورالعمل بسیار ساده دارند که خودشان را ملزم به اجرای آن میکنند. آنها تمام ریسکهایشان را مدیریت میکنند، برای تمام معاملاتشان حد ضرر میگذارند و هرگز با بیشتر از 2 تا 3 درصد سرمایهشان وارد معاملهای نمیشوند.
اگر تجربه سومین تریدر حرفهای ما؛ استانلی را به یاد داشته باشید، میدانید که ایشان تمام سرمایه خود را به خاطر نگذاشتن حد ضرر، از دست داد.
معاملهگران موفق هرگز مخالف روند بازار ترید نمیکنند. آنها جمله مشهوری دارند که میگوید: روند دوست شما است. پس فراموش نکنید که هیچ وقت با مارکت لجبازی نکنید.
حرفهایهای بازار واقعبین و مسئولیتپذیر هستند و اکثر آنها یک ژورنال معاملاتی برای ثبت تمام تریدهایشان دارند تا بتوانند الگوهای مخربشان را کشف کرده و از انجام اشتباهات تکراری، خودداری کنند.
تریدرهای حرفه ای یک سیستم معاملاتی مناسب با شخصیتشان دارند. به عنوان مثال اینکه چه نوع تریدری میخواهید باشید: اسکالپر و کوتاه مدت، میان مدت و یا معاملهگر بلند مدت.
برخی از تریدرها تمایل به خریدن سهامهای خوب بنیادی مثل اپل و نگه داشتن آنها دارند و برخی دیگر چون وقت کافی برای رصد کردن تریدهایشان ندارند، در کمتر از چند ساعت شیرجهای درون بازار میزنند و برای خوشان صیدی دست و پا میکنند.
چقدر بازده در سال نیاز شما را برآورده میکند؟ آیا معاملهگر صبوری هستید یا تحمل اضطرابهای ناشی از تریدهای روزانه را ندارید؟ آیا شخص فعالی هستید و یا در تصمیمگیریهایتان زیاد تعلل میکنید؟ چقدر میتوانید برای تریدهایتان زمان بگذارید؛ تمام وقت، پاره وقت و یا چیزی بین این دو؟
پاسخ به این سوالات و سوالاتی از این دست، به شما کمک بزرگی میکند تا بتوانید یک سیستم معاملاتی خوب و مناسب با خصوصیات فردی و شخصیتان بسازید.
فراموش نکنید اینها برخی از رموز موفقیت تریدرهای حرفهای و به نام بازار فارکس است که ماحصل ساعتها آزمون و خطا، دانش و آگاهی و بسیاری چیزهای دیگر است.
جمله معروفی است که میگوید: اگر فردی در گوشهای از جهان موفق به کسب پیروزی چشمگیری شده است، چنانچه شما نیز همان گامها را بردارید، موفق و سربلند خواهید شد.
اگر تا اینجای این مقاله را با دقت مطالعه کرده باشید، پاسخ این سوال را پیشاپیش می دانید. در هیچ کجای تجارب این افراد، ما حرفی از اینکه فلان تریدر از ابتدای به دنیا آمدنش یک نابغه بوده، نزدیم.
برای تبدیل شدن به یک تریدر موفق و حرفهای، هیچ نیازی به اینکه یک نابغه باشید، نیست. موفقیت در بازار فارکس در عین اینکه بسیاری افراد فکر میکنند دشوار و مشکل است، اصلا این طور نیست.
فرمول نهایی موفقیت در بازار فارکس بدین گونه است:
کسب دانش و آگاهی + انتخاب دارایی مورد نظر + تمرین در فضای دمو + داشتن یک سیستم معاملاتی مناسب با شخصیت شما + رعایت حد ضرر، انتخاب نسبت ریسک به ریوارد مناسب و مدیریت ریسک صحیح + ثبت تریدها در یک ژورنال معاملاتی + مقداری صبر و شکیبایی و پرهیز از تریدهای وسواسی.
نتیجه گیری
اگر قصد دارید در بازار فارکس بمانید و فارکس را به چشم یک ماشین قمار و پولسازی که قرار است شما را یک شبه ثروتمند کند نگاه نمیکنید، پیام واضح و شفاف این مقاله را که حاصل ساعتها تلاش تیم کارشناسان دنیای ترید و سالها تجربه معاملهگران حرفهای جهان است، به خوبی دریافت کردهاید.
حال که با برخی از بهترین تریدرهای حرفهای حال حاضر جهان در بازار فارکس و قسمت مهمی از رموز موفقیت آنها آشنا شدید، زمان آن است که بروید و این تجارب ارزنده را امتحان کنید.
مطمئن باشید که با بکارگیری اصول سادهای که در این مقاله بسیار ارزشمند مطالعه کردید، زندگی مالی شما عوض خواهد شد. فراموش نکنید که اکثر افراد نابغه، از شکم مادرشان نابغه زاییده نشدهاند بلکه با تمرین و تکرار خودشان را تبدیل به افرادی حرفهای کردهاند.
فرمول ساده اعتماد به نفس خانم ها و آقایان
اعتماد به نفس و افزایش اعتماد به نفس و راههای تقویت اعتماد به نفس و عوامل افزایش اعتماد به نفس را در نمناک ببینید.
آکاایران: روش افزایش اعتماد به نفس خانم ها
اکثر خانم ها با توجه به توانایی های بارز و چهره ی زیبایی که دارند، از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند و این سدی محکم در برابر پیشرفت آنهاست. برای افزایش اعتماد به نفس نیاز به انجام کارهای سخت و پیچیده نیست و با دانستن راههای ساده برای تقویت اعتماد به نفس می توانید یک فرد موفق با اعتماد به نفس بالا باشید.
1. پوست خود را زیباتر کنید.
چهار نقطه روی صورت هست که می تواند کل صورت شما را بهتر نشان دهد. گوشه های داخلی تیره چشم ها، گوشه های خارجی چشم ها، دو طرف بینی و دو طرف دهان. روی این قسمت ها کرم پودر بمالید.
2. تماس چشمی برقرار کنید.
وقتی با کسی حرف می زنید، در چشم او نگاه کنید. این کار عادت افرادی با اعتماد به نفس بسیار بالاست.
3. راست بایستید.
مهم نیست هیکل شما چطور باشد، بلکه باید اعتماد به نفس داشته باشید. سعی کنید نافتان را به سمت ستون فقراتتان عقب ببرید، شانه هایتان را عقب داده و سینه را به جلو بدهید. راست ایستادن را اینگونه تمرین کنید.
آکاایران: فرمول فرمول ساده ثروتمند شدن ساده اعتماد به نفس خانم ها و آقایان
راههای ساده برای افزایش اعتماد به نفس خانم ها
4. به پوستتان رنگ بدهید.
اگر پوستتان خیلی رنگ پریده است با کرم های برنزه ظاهر سالمتری به خود بدهید (هرچند که برنزه کردن واقعی درست نقطه مخالف سلامتی است). مالیدن چند قطره کرم برنزه به همراه کرم مرطوب کننده به پوست شما رنگ بیشتری می دهد.
5. کیف پول خود را مرتب و تمیز کنید.
هر هفته زمانی را صرف تمیز کردن کیف پول خود کنید. رسیدها، کارت ویزیت ها و تکه کاغذها را دور بیندازید. مرتب کردن و مدیریت کردن چیزهای کوچک و مهم می تواند به شما کمک کند که احساس کنید کنترل زندگی خود را در دست دارید.
6. احساس کنید که یک سایز کم کرده اید.
خانم هایی که عطرهایی با طعم گل و ادویه به خود می زنند، لاغرتر از آنچه هستند به نظر می رسند.
7. از آینه دوری کنید.
وقتی خانم ها زمان زیادی را صرف ظاهر خود می کنند و به چیزهای دیگر رسیدگی نمی کنند، کمتر خوشحال هستند. افراط در رسیدن به ظاهرتان، حواس شما را از جنبه های دیگر زندگی پرت می کند.
8. آراسته باشید.
تحقیقات نشان داده اند که خانم هایی که آراسته هستند، اعتماد به نفس بیشتری دارند.
9. قوز نکنید.
این کار را فقط جهت درست کردن نحوه نشستن یا پشت درد انجام ندهید. طبق پژوهشی در دانشگاه دولتی اوهایو، خم شدن و قوز کردن به روی میز باعث می شود که افکار مثبت کمتری درباره خودتان داشته باشید.
10. عرق نکنید.
افرادی که به شدت دچار تعریق کف دست یا زیربغل یا فرق سر هستند می توانند نزد پزشک رفته و تزریق بوتاکس انجام دهند. بدین ترتیب فاقد آنکه از دست دادن با کسی ترس داشته باشید، احساس هزاران بار بهتری خواهید داشت.
راههایی برای افزایش و تقویت اعتماد به نفس
علاوه بر انچه خواندید، راه و روش هایی کلی وجود دارد که افراد در سنین مختلف می توانند با استفاده از انها اعتماد به نفسشان را تقویت کنند.
موسیقی نشاط بخش گوش دهید
قبل از اینکه شب در مهمانی شرکت کنید، یا قبل از یک امتحان یا جلسه مهم، قبل از هر چیزی که ممکن است اعتمادبه نفستان را کمی سست کند، می توانید از موسیقی بعنوان انگیزه برای تقویت روحیه استفاده کنید.
روش تقویت و افزایش اعتماد به نفس
وقتی پا را از منطقه آرامشتان بیرون می گذارید و چیزی را امتحان می کنید که قبلاً نکرده بودید، نه تنها خودتان را وارد یک چالش می کنید بلکه محدوده های خود و اعتمادتان به توانایی های خود را گسترش می دهید. با امتحان کردن یک چیز تازه می توانید از ترس هایتان کم کنید و زندگی با موانع و محدودیت های کمتر داشته باشید.
این یکی از مهمترین و موثرترین راه های ایجاد اعتمادبه نفس دائم است. وقتی تصمیم می گیرید کاری انجام دهید و از آن عقب نمی کشید و آن را پیش می برید، خودتان به خودتان ثابت می کنید و اینجاست که اعتمادبه نفستان بالا می رود.
این مورد اثری عمیق بر اعتمادبه نفس دارد. ورزش منظم و همیشگی سطح انرژی شما را بالا می برد و موادشیمیایی مختلفی تولید می کند-مثل تستوسترون و اندورفین-که حالت مثبت تری به شما می دهد. به نظر می رسد ورزش به طور اتوماتیک وار اعتمادبه نفس افراد را بالا می برد و رویکرد شما را نسبت به زندگی تغییر می دهد. علاوه بر آن فرم و شکل بهتری به اندام شما می دهد که راهی عالی برای بالا بردن اعتمادبه نفس است.
این مورد اصلاً آسان نیست. اما پاداش خیلی خوبی به همراه دارد. اگر با یک ترس روبه رو شوید، اعتمادبه نفستان 10 قدم بالاتر می رود. و هربار که با یک ترس روبه رو می شوید آرام آرام متوجه می شوید که ضرب المثل قدیمی "از هیچ چیز به اندازه ترس نباید ترسید" فقط یک کلیشه توخالی است.
همه انسان ها خلاق هستند. اما پس کودکی و نوجوانی این مسئله گاهی فراموش می شود. کشف دوباره خلاقیت هایتان راهی عالی برای بالا بردن اعتمادبه نفستان است. خلق یک چیز نوین راهی عالی است اما همیشه هم آسان نیست. اما وقتی کارتان تمام شد نه تنها احساسی عالی نسبت به خودتان پیدا می کنید، بلکه بعضی اوقات قسمت های جدیدی از خودتان که قبلاً می شناختید را دوباره کشف می کنید. خلاق بودن راهی عالی برای شناختن خودتان و توانایی های پنهانتان است.
یک راه برای بیرون آمدن از محدودیت هایی که برای خودتان درست کردید این است که یک قدم بیرون از منطقه آرامشتان بگذارید. ممکن است غیرعملی به نظر برسد. انگار فقط به خودتان دروغ می گویید اما موضوع همین است. این راهکار کاملاً عملی است. اگر احساس اعتماد نمی کنید، حداقل تظاهر کنید و طوری رفتار کنید که انگار به خودتان و توانایی هایتان کاملاً مطمئنید و بنابر آن رفتار کنید. خیلی زود می بینید که احساس اعتمادبه نفس می کنید، اعتمادبه نفس واقعی.
یک راه موثر برای تغییر خودتان این است که محیطتان را برحسب آن کسی که دوست دارید باشید تغییر دهید. اگر می خواهید اعتمادبه نفس بیشتری داشته باشید، زندگینامه های افراد بااعتمادبه نفس را مطالعه کنید، موسیقی که گوش می دهید را از موسیقی های افسرده کننده به انرژی بخش تغییر دهید و سعی کنید با کسانی رفت وآمد کنید که اعتمادبه نفس بالایی دارند.
ذهن شما ابزاری بسیار قدرتمند است. وقتی یاد بگیرید چطور از تخیلتان به طریقی مثبت استفاده کنید، می توانید با کمک آن اعتمادبه نفستان را بالا ببرید. یک راه برای آن تجسم سازی است.
تصور کنید که جلسه ای مهم پیش رو دارید. پیش خود تجسم کنید که چقدر همه چیز خوب پیش می رود-همه چیز را بشنوید و ببینید-و چقدر حس خوبی در آن جلسه دارید. خودتان را در حال لبخند زدن تجسم کنید که اوقات خوشی را می گذرانید. نتیجه مثبت و عالی جلسه را در ذهنتان مجسم کنید. بعد تجسم کنید که جلسه با نتیجه دلخواه شما به پایان رسیده است. این روش واقعاً موثر است و قبل از پا نهادن به جلسه روحیه ای عالی به شما می دهد.
اگر برای اینکه خودتان را بااعتمادبه نفس تجسم کنید مشکل دارید، می توانید کس دیگری را تقلید کنید. یک فرد بااعتمادبه نفس کنار خودتان پیدا کنید-مثلاً یک ورزشکار، هنرپیشه یا حتی یک از آشنایان-و از او تقلید کنید. ببینید چطور راه می رود، حرف می زند و حرکت می کند. بعد رفتارهای او را در تجسم سازیتان تقلید کنید.
اگر پایتان را مدام عصبی تکان دهید، کم کم احساس اضطراب و نگرانی خواهید کرد. اگر ارام تر راه بروید، کم کم ریلکس تر خواهید شد. برای اینکه اعتمادبه نفس بیشتری فرمول ساده ثروتمند شدن احساس کنید، از بدنتان استفاده کنید. به طریقی مطمئن تر راه بروید، بنشینید و بلند شوید. اگر نمی دانید چه باید بکنید از نکته بالا کمک بگیرید. از افراد دوروبرتان که اعتمادبه نفس خوبی دارند تقلید کنید.
این یک عادت شایع است که قبل از اینکه بخواهید کار مهمی انجام دهید، شکست های قبلی و تجربیات بد سابق همه ذهنتان را پر می کنند. این عادت را از بین ببرید و سعی کنید برای یک تا دو دقیقه هم که شده همیشه ذهنتان را از خاطرات مثبت، دستاوردهای مهم و تجربیات خوبتان پر کنید. ما معمولاً این کارهای مثبت را فراموش می کنیم و روی خاطرات بد و منفی تمرکز می کنیم. اما همه چیز به خودتان وابسته است. و محصول انتخابتان عاملی است که سطح اعتمادبه نفستان را تعیین می کند.
یک راه عالی برای پیش رو قرار دادن همه چیز و تعیین اینکه اتفاقات روز چطور بر اعتمادبه نفس شما تاثیر بگذارد این است که نگاهی به آینده بیندازید. از خودتان بپرسید:آیا این مسئله در 5 سال آینده مسئله مهمی خواهد بود و یاد من خواهد ماند؟ این باعث می شود فقط درگیر اتفاقی که افتاده است نشوید. و معمولاً هم پاسخ به این سوال منفی است. با استفاده از این سوال، کنار آمدن با مشکلات روزمره آسان تر خواهد شد و می فهمید که بیشتر اتفاقات اتفاقاتی آنقدر کوچک هستند که نجای نگرانی ندارند.
هر اتفاقی که سال پیش، ماه پیش یا حتی دیروز افتاده به معنی فردا، ماه آینده یا سال آینده نیست. شما آینده تان را در زمان حال می سازید و می توانید با خودتان تصمیم بگیرید که چقدر اجازه دهید اتفاقات گذشته بر آینده شما تاثیر بگذارند.
حتی اگر طی 10 سال گذشته اعتمادبه نفس خیلی پایینی داشته اید، به این معنی نیست که قرار است همانطور بمانید. می توانید تصمیم بگیرید که زندگی و آینده تن را تغییر دهید. می توانید افکار و خاطرات مربوط به گذشته را دور بریزید و به چیزهای جدیدی فکر کنید.
ممکن است با خودتان بدرفتاری کنید. درک کنید که هیچ نیازی به این کار نیست. حتی اگر تا امروز هم اینطور رفتار می کرده اید دیگر وقتش رسیده است که دست از آن بردارید. درعوض با خودتان مهربان باشید. هیچ اشکالی ندارد. بدرفتاری با خودتان هیچ دلیلی ندارد مگراینکه بخواهید خودتان را ناراحت کنید و دشمنانتان را شاد.
یک بخش مهم است مهربان بودن با خودتان این است که نقاط قوتتان را می فهمید و آنها را رشد می دهید. این کار نه تنها به بهتر شدن مهارت هایتان کمک می کند بلکه اعتمادبه نفستان را هم بالا می برد. یک بخش کوچک تر اما مهم دیگر این است که تحسین های دیگران را بپذیرید. تشکر کردن برای تحسین و تمجید دیگران هیچ اشکالی ندارد. و بعد از هر تحسین حس خوبی به خودتان پیدا کنید.
آدمها با هم فرق دارند اما مسئله مهم تر این است که نحوه کارکرد ذهن آنها شباهت های زیادی با هم دارد. چیزی که برای بقیه خوب عمل کرده ممکن است برای شما هم موثر باشد. وقتی با عملکرد ذهنتان بیشتر آشنا شوید می فهمید که در موقعیت های مختلف چه واکنشی خواهد داشت. وقتی خودتان را بهتر بشناسید اعتمادبه نفستان بالاتر خواهد رفت.
روابط یکی از مهمترین قسمت های زندگی ماست و تقویت مهارت های اجتماعی یکی از مهمترین چیزهایی است که هر فردی باید یاد بگیرد. بهتر کردن نتایجی که در این زمینه می گیرید و به دست آوردن اطمینان بیشتر به مهارت های اجتماعیتان اعتمادبه نفستان را به طور کلی بالا خواهد برد.
وقتی با دیگران رابطه برقرار می کنید و گاهی اوقات وقتی تنها هستید، بد نیست که توجه ذهنتان را به بیرون دهید تا به درون. مشکل توجه به درون این است که در بسیاری از موقعیت ها باعث می شود به ظاهرتان، اینکه چه گفته اید و دیگران چه گفته اند فکر فرمول ساده ثروتمند شدن کنید. تمرکز به بیرون درکنار اینکه به بالا بردن اعتمادبه نفستان کمک می کند، راهی عالی برای تقویت مهارت های مردمی و اجتماعیتان هم هست.
افرادیکه با آنها نشست و برخاست می کنید می توانند موجب شادی یا ناراحتی شما شوند. ازآنجا که ما زمان زیادی را با مردم سپری می کنیم، خیلی مهم است که کنار افراد مثبت-یا حداقل به طرزی منطقی خنثی-- باشیم. بودن یک یا دو نفر منفی باف می تواند تاثیر شگرفی بر شما بگذارد و روز به روز روحیه تان را خراب تر کند.
بیشتر اخبار و حوادث جامعه تصویری منفی از دنیا و خودتان به شما می دهد. اطلاعاتی که دوروبرتان است هم درست مثل افراد دوروبرتان می توانند تاثیر شگرفی بر شما دارا باشند. خودتان انتخاب کنید که دوست داری چه ببینید، بشنوید و بخوانید. فقط چیزهایی را انتخاب کنید که برایتان فایده بخش باشند.
اینکه سعی کنید دنیا و زندگیتان را از دریچه ای مثبت نگاه کنید کمی سخت است و زمان می برد. مخصوصاً اگر سالهای زیادی را با تفکر منفی زندگی کرده باشید.
شما روی مهارت هایتان کار کرده اید تا آنها را تقویت کنید. به شکست یا طردشدن بعنوان چیزی منفی که اگر اتفاق بیفتد زندگیتان تمام خواهد شد نگاه نکنید. شکست را دوباره در ذهنتان تعریف کنید و تاثیر احساسی منفی آن را کمتر کنید. به شکست بعنوان بازخورد روی نقطه ای از شما که نیاز به تقویت شدن دارد نگاه کنید. به توصیه ای که شکست برایتان دارد گوش دهید و مطمئن باشید که پیشرفت می کنید. و با تعریف کرن دوباره شکست برای خودتان دیگر سطح اعتمادبه نفستان هربار که شکست می خورید افت نمی کند.فرمول ساده ثروتمند شدن
رمز و راز مدار ثروت و ۵ راهکار قرارگیری در آن
ثروت، مفهوم محبوبی است؛ از پیر گرفته تا جوان، از کودک تا بزرگسال، زن و مرد، همه عاشق این هستند که روزی به ثروت دست پیدا کنند. ثروت رویایی است که هر شخص عاقل و بالغی در سر میپروراند و آرزو دارد روزی به آن دست پیدا کند؛ همه جای دنیا هم این چنین است. همه در زندگی کار میکنند، تلاش میکنند، خلاقیت به خرج میدهند، سرمایهگذاری میکنند، ریسک میکنند و… تا بتوانند به همین ثروت دست پیدا کنند. مدار ثروت میتواند تعاریف مختلفی داشته باشد؛ چه مادی، چه معنوی.
ثروت گاهی از جنس مهر و محبت و صمیمت است، گاهی از جنس آرامش و یا صبر است؛ گاهی نیز از جنس پول است، از جنس حساب بانکی پر و پیمان است و از جنس درآمدی دلاری، طلا جواهر فراوان است. هرچند که هر دو در نزد ما ارزشمند هستند، اما ثروت مادی همیشه بیشتر خواهان داشته و همینطور هم باقی خواهد ماند. اتفاقا موضوع مقاله امروز از وبسایت آموزشی افشین فاتح نیز به همین ثروت اختصاص دارد.
با نگاهی به عنوان مقاله، حتما شما هم تا به الان کنجکاو شدهاید که اصلا مدار ثروت چیست و چه معنایی دارد؟! در این مقاله، ما قصد داریم تا قدرت ذهن و فکر را به ثروت و ثروتمند شدن گره بزنیم؛ چه باور کنید چه نه، توانایی ذهن شما بیشتر از حد تصور شماست و همین توانایی، قدرت آن را دارد که برای شما ثروت نیز به همراه داشته باشد. میگویند هرآن چیزی که هستید، حاصل تفکرات شماست، امروز به شما خواهیم آموخت که چگونه فکر کنیم تا پولدار شویم!
برای کسب اطلاعات بیشتر در صورت تمایل می توانید مقاله کتاب اسرار ذهن ثروتمند را مطالعه کنید.
مدار ثروت چیست؟
همانطور که در مقدمه اشاره کردیم، منظور از «ثروت» در این گفتار، همان ثروت مادی و اقتصادی است. ثروت اقتصادی و مادی، میتواند معیاری برای تعیین جایگاه اجتماعی افراد باشد؛ هرپند که این مسئله نسبی است، اما در جامعهی امروز، ثروت کارکردهای فراوانی دارد، از جمله اعتبار، احترام و غیره. از همین روست که افرد بسیاری، دائما برای کسب ثروت، در تلاش هستند.
اما منظور از مدار ثروت و قرار گرفتن در آن چیست؟ بگذارید کمی موضوع را باز کنیم و بسط دهیم. باوری در جامعه وجود دارد که میگوید برای رسیدن به ثروت، باید تلاش کرد، باید فداکاری کرد، درس خواند، علم و دانش کسب کرد، گاها چند شیفت کار کرد و پشتکار به خرج داد؛ در نهایت نیز با اندکی شانس یا یک پارتیبازی کوچک (!) میتوان به ثروت و موفقیت دست یافت. خب این ادعا درست است؛ ولی بگذارید حقیقت را من به شما بگویم، این عوامل فیزیکی، هر اندازه که حضوری پررنگ در زندگی افراد داشته باشند، باز هم دلیل اصلی ثروتمند شدن و قرار گرفتن در مدار ثروت نیستند.
در اصل، به باور و البته تجربهی بسیاری از افراد، راز ثروتمند شدن و به قول معروف، سرازیر شدن پول و ثروت در زندگی آنها، چیزی نیست جز تغییر نگرش، ذهنیت و طرز تفکرشان. بسیاری باور دارند که تنها با تغییر شیوه تفکر، میتوان در مدار ثروت قرار گرفت و پول را به زندگی «جذب» کرد. بگذارید اینطور بگویم، تنها کافی است که اندکی از قانون جذب اطلاع حاصل کنید و طرز فکر خود را روی فرکانس جذب ثروت تنظیم کنید؛ آنگاه خواهید دید که چه تغییراتی در زندگی شما به وجود خواهد آمد.
قانون جذب چیست؟
قرار گرفتن در مدار ثروت، نیازمند آن است که ابتدا، قانون جذب را در زندگی خود پیاده کنیم. لازم است تا اصول و قوانین جذب را بدانیم، آنهای را تمرین کنیم، بر آنها مسلط شویم و به آن اعتقاد داشته باشیم. جالب است بدانید که قانون جذب، مفهوم تازه و نوظهوری نیست و قدمت فراوانی دارد. عدهای قدمت آن را به زمان بودا نسبت میدهند و این جمله از بودا را سرآغاز مفهوم جذب معرفی میکنند:
«انسان هر آنچه که هست، حاصل تفکرات اوست؛ ذهن همه چیز است، انسان به هر آنچه که فکر کند، به همان تبدیل خواهد شد.»
حتی فراتر از آموزههای بودا، در کتب مقدس باستانی و متون به دست آمده از همان دوران و حتی فلاسفهی باستانی نیز به قدرت تفکر در انسان باور داشتهاند. از این منابع، اینطور بر میآید که ذهن انسان، مدام در حال تفکر است؛ نتیجهی هر تفکر، به وجود آمدن احساس در اوست و نتیجهی احساسات، کاهش و یا افزایش انرژی و ارتعاش بدن است. هر کدام از این انرژیها نیز مشابه خودشان را جذب میکنند. (در بخش بعدی درباره این مشابهها بیشتر خواهید خواند).
به طور مثال، اگر فکر ما تنها حول مسائل مثبت بگردد، احساس مثبتی نیز در ما بروز خواهد کرد. این احساس مثبت، انرژی مثبت را به وجود خواهد آورد و این انرژی مثبت، در نهایت خود باعث جذب هر چیز مثبت در زندگی ما خواهد بود. قرار گرفتن در مدار ثروت نیز به همین صورت است؛ لازم است که ابتدا تفکر خود را اصلاح کنیم، بعد احساس و در نهایت نیز خواهیم دید که با اصلاح تفکر، پول و ثروت به زندگی ما جذب خواهد شد.
قانون جذب و ارتباط آن با مدار ثروت
قانون جذب و قرار گرفتن در مدار ثروت، با یکدیگر ارتباط مستقیم دارند. بدین معنا که برای قرار گرفتن در مدار پولدار شدن، ابتدا لازم است که تا حدودی، از قانون جذب اطلاع حاصل کنید و بر آن مسلط شوید. به زبان ساده،
قانون جذب بیان میدارد که: «در زندگی، چیزهای مشابه یکدیگر را جذب میکنند و چیزهایی که متفاوت هستند، یکدیگر را دفع.»
به عبارت دیگر، برای اینکه ثروت را به زندگی خود سرازیر کنیم، لازم است که شباهتهای خاصی را ایجاد نماییم. حال منظور از این شباهتهای چیست؟
همانطور که گفتیم، همه چیز به طرز تفکر شما و دیدی که به جهان اطراف خود دارید، بستگی دارد. دنیای پیش روی ما چند بعدی و چند وجهی است و هر کسی، از نقطه نظر خود به آن نگاه میکند. ثروتمندان ثروتمند هستند، چون دید آنها به جهان پیرامونشان درست است؛ ثروتمند هستند، چون شباهتهای لازم را برای جذب پول در زندگی خود ایجاد کردهاند. در عوض افرادی که در مدار ثروت قرار نگرفتهاند، یا اصلا نوع دید و تفکر خود را تغییر ندادهاند، یا اینکه تفکرشان نسبت به ثروت، اشتباه است.
اکنون درک این مسئله و چگونگی قرار گرفتن در مدار ثروت، اندکی آسانتر است. برای اینکه بتوانید اصول و قانون جذب را به کار بگیرید، باید شباهتهایی در زندگی ایجاد کنید، باید خودتان را به جای ثروتمندان بگذارید و مانند آنها فکر کنید، باید طرز دید خود را به دنیای بیرون عوض کنید. باید تصور کنید و وجود ثروت در زندگی خود را باور کنید. لازم است که از تکنیک های تصویرسازی ذهنی کمک بگیرید در نهایت، شاهد سرازیر شدن پول و قرارگیری در مدار ثروت خواهید بود.
5 راه برای قرارگیری در مدار ثروت
با توضیحاتی و تعاریفی که تا الان به شما ارائه دادیم، حال، خوب میدانید که برای قرارگیری در مدار ثروت، پیش از هر چیز لازم است که طرز تفکر خود را تغییر دهید و مثل ثروتمندان فکر کنید. این تغییر نگرش، همان قانون جذب است و در نهایت، میتواند پول و ثروت برای شما به ارمغان بیاورد.
در ادامه، 5 راهکار و تمرین مهم برای قرار گرفتن در مدار ثروت را در کنار هم بررسی خواهیم کرد. به کمک این راهکار، شما به صورت غیرمستقیم قانون جذب را زندگی پیاده خواهید کرد و در نهایت، در مدار ثروت قرار خواهید گرفت:
1. تصور کنید به اندازه کافی و حتی بیشتر از نیاز خود پول دارید
بنا بر قانون جذب و مدار ثروت، اگر در زندگی خود مدام از بیپولی یا کمپولی رنج میبرید، دلیلش آن است که در ذهن و تفکرات خود نیز مدام به بیپولی فکر میکنید؛ بیپولی را در ذهن تصویرسازی میکنید. احتمالا شما هم تا به حال این جمله از مادر خود شنیدهاید که میگوید: «زیاد به فلان چیز فکر نکن، سرت میاد!» در مورد شرایط مالی و اقتصادی نیز دقیقا به همین صورت است.
- در عوض برای قرار گرفتن در مدار ثروت، لازم است که تفکر خود را 180 درجه تغییر دهید:
- تصور کنید که به اندازه کافی یا بیشتر از حد نیاز پول دارید.
- تصور کنید که همان پول را حسابی و بیشتر از حد همیشگی پول خرج میکنید.
- در ذهن خود ثروت و لذت خرج کردن پول بدون نگرانی را تصویرسازی کنید.
میگویند که با پول درآوردن نمیتوان موفق شد، بلکه این افراد موفق هستند که پول در میآورند؛ اولین قدم برای رسیدن به موفقیت، اصلاح فکر است. به همین منوال، خواهید دید که با تغییر طرز تفکر و با استفاده از قدرت تخیل، تا چه اندازه تغییرات بزرگی در زندگی شما حاصل خواهد شد. به قول معروف، وصف العیش، نصف العیش!
2. شکرگزار باشید و قدر پولی که دارید را بدانید
شکرگزاری در تمام ابعاد زندگی و نه فق در بحث مالی و اقتصادی، امری بسیاری پسندیده است. از نظر علم روانشناسی نیز این کار به شدت توصیه میشود و میتواند در نهایت، آرامش خاطر و آسودگی ذهنی برای افراد به همراه داشته باشد.
اما جالب است بدانید که برای قرار گرفتن در مدار ثروت نیز، شکرگزاری بسیار تاثیرگذار است. زمانی که شما شکرگزار وضعیت فعلی خود هستید و قدر هر آنچه که دارید را میدانید، در اصل به وسیلهی تفکر و احساس خود، در حال ارسال انرژی مثبت به جهان اطرافتان هستید.
این انرژی مثبت، باعث میشود تا ارتعاشات هماهنگ بیشتری با فرکانسهایی که میخواهید، ساطع کند. در نهایت، به لطف قانون جذب و البته قدرت فکر و ذهن خود شما، نه تنها هر آنچه که دارید در زندگیتان حفظ خواهد شد، بلکه افزایش نیز خواهد یافت و حتی علاوه بر ثروت و پول، سلامتی، شادی، آرامش و خوشبختی و… نیز میتواند به زندگی شما سرازیر شود.
3. بعد از تصویرسازی، نوبت وانمود کردن است
در بخشهای پیشین از تصویرسازی و قدن تصور برایتان صحبت کردیم و گفتیم که این تصویر ذهنی، تا چه اندازه میتواند در قانون جذب و قرارگیری در مدار ثروت مفید باشد. اما اکنون باید بگوییم که تنها تصویرسازی ذهنی کافی نیست و این تصور، باید به نوعی به عمل تبدیل شود. شما به «باور» نیاز دارید، و باید طوری رفتار کنید که راستی راستی باورتان شود فرد ثروتمندی هستید.
برای اینکه بتوانید مسیر این باور را هموار کنید، وانمود کردن بهترین راهکار است. بنشینید و با خود فکر کنید، ویدیوهای مختلف تماشا کنید، کتاب بخوانید و یا اصلا به پیج افراد ثروتمند سر بزنید. ببینید که این افراد، چگونه رفتار میکنند، چگونه صحبت میکنند، چه اخلاقی دارند؛ بعد از آن، شما هم رفته رفته آن رفتار و منش را در زندگی خود بگنجانید.
اما چرا وانمود کردن برای قرار گرفتن در مدار ثروت اینقدر مهم است؟ زمانی که شما صرفا ثروتمند بودن را تصویرسازی کرده و تصور میکنید، ولی در عمل کاری انجام نمیدهید، ارتعاشات و فرکانس مغزی شما، به درستی ارسال نمیشود؛ پس از کائنات نیز نمیتوان انتظار پاسخ درخور و مناسب داشت. اما اگر وانمود کردن و عمل کردن را نیز با تصویرسازی همراه کنید، آنگاه ارتعاشات به بهترین شکل ممکن ارسال میشوند و آن زمان، تنها باید منتظر بمانید تا قانون جذب کارش را بکند.
البته ناگفته نماند که اینجا، استفاده از عبارات تاکیدی و قدت تلقین، میتواند بسیار مفید باشد. در بخشهای بعدی، فهرستی از عبارات تاکیدی را نیز برایتان ذکر خواهیم کرد.
4. لذت و آرامش بعد از ثروت را اکنون احساس کنید
اندکی با خودتان خلوت کنید ببینید که اگر به ثورت دست پیدا میکردید و به هر آنچه که میخواستید میرسیدید، چه احساسی داشتید؟ احساس آرامش؟ لذت و آسودگی؟ امنیت یا آزادی؟ یا همه در کنار هم؟ سعی کنید تمام این احساسات را همین حالا احساس کنید.
تصور این احساسات پیش از رسیدن به، مزهی آنها زیر دندانتان میگذارد و شما که اکنون تا حدودی چنین احساسات خوشی را تنها با قدرت ذهن خود تجربه کردهاید، تمام تلاشتان را خواهید کرد که آنها را به واقعیت تبدیل کنید. به عبارت دیگر، تصور احساسات بعد از ثروتمند شدن، نوعی انگیزه برای شما خواهد بود تا تلاش کنید و خود را به مدار ثروت نزدیک کنید.
همانطور که پیشتر در این مقاله به کرّات ذکر کردیم، تفکر و احساسات، کلید اصلی در قانون جذب و از آن مهمتر، قرارگیری در مدار ثروت هستند.
5. پول و ثروت را چندان جدی نگیرید
یکی از مهمترین راهکارهای رسیدن به ثروت و قرار گرفتن در مدار آن، این است که پول را چندان جدی نگیرید و آن به را عنوان هدفی دست نیافتنی نگاه نکنید. فکر نکنید که پول و ثروت فرسنگها از شما فاصله دارد و شما هر اندازه که هم تلاش کنید، به آن نخواهید رسید. این تفکر غلط است.
به علاوه، پول را آنقدرها هم ارزشمند فرض نکنید، خیال نکنید که پول گنج کمیابی است و باید از آن چهارچشمی مراقبت کنید. حتما شنیدهاید که میگویند، پول همان چرک کف دست است! شما هم با این نگرش به پول نگاه کنید و به نوعی، پول و ثروت را دوست خود در نظر بگیرید. از خرج کردن آن نترسید و با پول خود راحت باشید.
باز هم به سراغ تصور بروید، برای خودتان داستان بنویسید و در آن ذکر کنید که اگر ثروتمند بودید، با پولتان چه میکردید؛ همه چیز را در ان توضیح دهید و بعدا هر از چندگاهی، چیزهای تازهای به آن اضافه کنید و آن را مرور کنید. تمامی این کارها در کنار هم، باعث میشوند ارتعاشات را برای جذب پول در زندگی و قرار گرفتن در مدار ثروت، به شدت افزایش دهید.
پولدار شدن در کمترین زمان
درحالی که پاسخ به این سوالات نیاز به بحث و بررسی دارد اما اگر بتوانید معنای “سریع” را درک کنید رسیدن به واقعیت این موضوع کار سختی نخواهد بود.
دیروز یک آگهی تبلیغاتی مبنی بر این که می توانید به صورت تضمینی در یک روز 300 هزار توامان درآمد داشته باشید دیدم. فضای اینترنت از مبالغه در مورد محصولات و تبلیغات پر شده است و به همین دلیل مردم معمولا به محصولات اینترنتی اعتماد نمی کنند.
بعضی از افراد ادعا می کنند که محصولشان می تواند شما را در چند ماه یا حتی چند هفته به یک میلیونر تبدیل کند! اگر می خواهید از جانب این افراد فریب نخورید باید خیلی معقول و منطقی ادعاهای آن ها را مورد بررسی قرار دهید تا متوجه شوید آیا این ادعاها می توانند واقعی باشند یا نه.
“پولدار شدن در کمترین زمان” یا ” ثروتمند شدن در جوانی” اصلا یک رویای دست نیافتنی نیست، اما اگر کسی ادعا می کند شما می توانید یک شبه میلیونر شوید یا در عرض 3 ماه به دسته ی برترین میلیونر های جهان راه پیدا کنید اطمینان داشته باشید که او در حال فریب دادن شماست.
اگر شما بتوانید در عرض 3 ماه درآمد خود را چنان افزایش دهید که در دسته ی ثروتمندان جهان قرار بگیرید پس احتمالا بعد از 1 سال می توانید کل سیاره ی زمین را با تمام انسان هایش بخرید 🙂 ثروتمند شدن در زمان کوتاه غیر ممکن نیست اما منظور از زمان کوتاه یک دوره ی 5 ساله می باشد. ممکن است با خود بگویید 5 سال برای ثروتمند شدن خیلی کم است اما باید بدانید که با استفاده از کسب و کار الکترونیکی ثروتمند شدن در همین مدت زمان کم کاملا امکان پذیر خواهد بود.
بهترین شغل و سریع ترین راه حل برای پولدار شدن
هر کسب و کار موفقی می تواند درآمد زیادی برای شما داشته باشد، اما هیچ کسب و کاری را نمی توان با مزایای استفاده از تجارت الکترونیک مقایسه شود. وبسایت نوین بینش توانست در چند ماه درآمد خود را چندین برابر افزایش دهد و اکنون یکی از موفق ترین وبسایت های روانشناسی محسوب می شود.
به نظر من یکی از مهم ترین دلایل موفقیت این وبسایت تحقیقات بازاریابی بود. من متوجه شدم که در دنیای تجارت بین مردم نیازهای برآورده نشده ی زیادی وجود دارد و تصمیم گرفتم حداقل یکی از این نیازها را برای آن ها برآورده کنم.
شما مجبور نیستید برای ایجاد یک وبسایت موفق بر اساس نیاز های مردم تحصیلات آکادمیک بازاریابی و تجارت داشته باشید، اما لازم است با مفاهیم پایه ی بازاریابی و تجارت آشنایی پیدا کرده تا بتوانید وبسایتی بر اساس نیاز مشتری و مراجعه کننده توسعه دهید.
اگر می خواهید در کمترین زمان ثروتمند شوید توصیه می کنم وبسایت خودتان را راه اندازی کنید. حتی اگر موفق نشدید به ثروت و درآمد دلخواهتان برسید چیزی از دست نمی دهید و تجربه هایی خواهید داشت که در هر مرحله از زندگی تان می توانید از آن ها استفاده کنید. (نگاه کنید به راه های پول درآوردن از اینترنت)
خرج کردن
من فکر می کردم افراد ثروتمند کسانی هستند که پول زیادی به دست می آوردند تا زمانی که متوجه شدم تعداد زیادی از مردم درآمد زیادی دارند اما حساب های بانکی شان کاملا خالی است!
فرمول جادویی برای ثروتمند شدن این است که کمتر از درآمد خود پول خرج کنید. اگر درآمد خوبی دارید باید بدانید که خرج کردن به صورت منطقی و عقلانی یکی از مهم ترین عامل های ثروتمند شدن است و درامد خوب نمی تواند به تنهایی شما را به ثروت دلخواهتان برساند.
مثلا اگر 1 ملیون در ماه درآمد دارید سعی کنید بیشتر از 500 هزار تومان خرج نکنید. اگر بیشتر یا به اندازه ی درآمد خود خرج کنید متوجه می شوید که همه ی درآمدتان را خرج کرده اید و دیگر چیزی برای شما نمانده است و در نهایت شکست می خورید.
آهسته و مطمئن ثروتمند شوید
اگر از یک فرد ثروتمند در مورد رازهای پولدار شدن بپرسید احتمالا به شما می گوید: ” یکی از مهم ترین عوامل برای پولدار شدن رهایی از ذهنیت ثروتمند شدن یک شبه است”.
ثروتمندان زیادی ثروت خود را خیلی زود و در سن جوانی به دست آورده اند اما هیچ کدام از آن ها یک شبه یا در عرض چند روز و حتی چند ماه به این ثروت نرسیده اند.
در ادامه چندین راهنمایی برای ثروتمند شدن را به طور خلاصه شرح داده ام:
- کسب و کار خود را راه اندازی کنید، با کار کردن برای دیگران نمی توانید ثروتمند شوید.
- از تجارت الکرونیک شروع کنید، زیرا هیچ ریسک و خطر جدی برای شما ندارد.
- میلیونر شدن در یک شب، چند روز یا چند ماه و حتی 1 یا 2 سال را از ذهن خود پاک کنید.
- بخشی از پول خود را ذخیره کرده و همه ی آن را خرج نکنید.
- درباره ی موضوعات تجارت و به خصوص بازاریابی مطالعه کنید.
نوین بینش یک سایت پزشکی پیچیده یا یک دائرة المعارف آنلاین و خسته کننده نیست؛ در حقیقت مرجعی است که شما می توانید هر گونه اطلاعاتی را به صورت خلاصه، مختصر و مفید بدست آورید که به زبانی ساده نوشته شده است. سایت نوین بینش یک سایت پژوهشی است که در زمینه روانشناسی تجاری، مدیریت، روانشناسی عشق، کارآفرینی و موفقیت فعالیت می کند. برای اطلاع از آخرین مطالب سایت نوین بینش در کانال تلگرام ما عضو شوید: عضویت در کانال تلگرام نوین بینش
آیا می خواهید بیشتر بدانید؟
شما احتمالا با جستجوی یکی از عبارت های زیر به این مقاله رسیده اید:
پولدار شدن در منزل. راه های پولدار شدن در خانه. بهترین شغل برای پولدار شدن. راه های پولدار شدن از طریق اینترنت. راههای پولدار شدن با سرمایه کم. پول دار شدن در ايران. بهترین کشور برای پولدار شدن. راه های پولدار شدن بدون سرمایه
دیدگاه شما