ضرر و حجم معامله


چگونه حداقل مبلغ مورد نیاز برای باز کردن معامله محاسبه کرد؟

ارز پایه - ارزی که در جفت ارز در سمت چپ نوشته می‌شود، برای مثال:

  • در EURUSD - ارز پایه EUR است؛
  • در USDJPY - ارز پایه USD است؛
  • در GBPJPY - ارز پایه GBP است.

پس از محاسبه میزان موجودی الزامی به ارز پایه باید این مبلغ را به ارز ضرر و حجم معامله پایه حساب تبدیل کرد (به نرخ تبدیل ارز هنگام باز کردن معامله) - به USD و یا EUR

مثال شماره یک محاسبه موجودی الزامی برای معامله با جفت ارز.

اطلاعات برای محاسبه:

  • ابزار معامله - جفت ارز EURUSD
  • ارز پایه — EUR
  • حجم معامله (V، لات) — 0.1
  • حجم معامله — 100,000 EUR
  • لوریج — 1:100
  • نرخ تبدل ارز EURUSD هنگام باز کردن معامله — 1.35400
  • ارز پایه حساب — USD
  1. Margin = V (lots) × Contract / Leverage = 0.1 × 100,000 EUR / 100 = 100 EUR
  2. میزان بدست آمده را به ارز پایه حساب (USD) تبدیل می‌کنیم. اگر USD در جفت ارز در سمت چپ نوشته شده است، مبلغ محاسبه شده را باید به نرخ تبدیل ارز تقسیم کرد، در غیر این صورت باید ضرب کرد: Margin = 100 EUR × 1.3540 = 135.40 USD.
  3. موجودی مورد نیاز برابر است با 135.400 USD.

مثال شماره دو محاسبه موجودی الزامی برای جفت ارز متقاطع (cross currency)

اطلاعات برای محاسبه:

  • ابزار معامله - جفت ارز AUDCAD
  • ارز پایه — AUD
  • حجم معامله (V، لات) — 0.1
  • حجم معامله — 100,000 AUD
  • لوریج — 1:500
  • نرخ تبدیل ارز AUDCAD هنگام باز کردن معامله — 0.99484
  • نرخ تبدیل ارز AUDUSD هنگام باز کردن معامله — 0.78373
  • ارز پایه حساب — USD
  1. Margin = V (lots) × Contract / Leverage = 0.1 × 100,000 AUD / 100 = 100 AUD
  2. این مبلغ را به ارز پایه حساب تبدیل می‌کنیم (USD). در این صورت باید از نرخ تبدیل ارز AUDUSD را در زمان باز کردن معامله استفاده کرد. Margin = 100 AUD × 0.78373 = 78.373 USD.
  3. موجودی مورد نیاز برابر است با 78.373 USD.

موجودی الزامی برای باز کردن معامله با فلزات با فرمول زیر محاسبه می‌شود:

Margin for spot metals = V (lots) × Contract × Market Price / Leverage, where:

  1. Spot metals Margin — موجودی الزامی
  2. V (lots) — حجم معامله به لات
  3. Contract — حجم هر یک لات
  4. Leverage — لوریج و یا اهرم

مثال محاسبه موجودی الزامی برای بازکردن معاملات

اطلاعات برای محاسبه:

  • ابزار معامله فلز XAUUSD
  • حجم معامله (V، لات) — 0.1
  • حجم معامله — 100 اونس
  • لوریج — 100
  • نرخ XAUUSD هنگام باز کردن معامله (Market Price) — 1,332.442
  • ارز پایه حساب — USD
  1. Margin = V (lots) × Contract × Market Price / Leverage = 0.1 × 100 × 1,332.442 / 500 = 26.648 USD
  2. موجودی مورد نیاز برابر است با 26.648 USD.

موجودی مورد نیاز برای CFD برای شاخص‌ها و کالا با فرمول زیر محاسبه می‌شود:

CFD Margin = V (lots) × Contract × Market Price / Leverage، در اینجا:

  1. CFD Margin — موجودی مورد نیاز
  2. V (lots) — حجم معامله به لات
  3. Contract — حجم هر یک لات (حجم ابزار تجاری در معامله)
  4. Leverage — لوریج و یا اهرم

مثال محاسبه موجودی الزامی برای معاملات CFD با شاخص‌ها و کالاها

اطلاعات برای محاسبه:

  • ابزار تجاری (شاخص) — SPX500
  • حجم معامله (V، لات) — 0.1
  • حجم معامله — 10 USD
  • لوریج — 1:50
  • نرخ SPX500 هنگام بازکردن معامله (market price) — 2,804.5
  • ارز پایه حساب — USD
  1. Margin = V (lots) × Contract × Market Price / Leverage = 0.1 × 10 × 2,804.5 / 50 = 56.90 USD
  2. موجودی مورد نیاز برابر است با 56.90 USD.

مثال محاسبه موجودی الزامی برای معاملات CFD برای ارزهای رمزنگاری

اطلاعات برای محاسبه:

نرخ XAUUSDهنگام بازکردن معامله (market price) 1697.48

چرا و چه زمانی باید حد ضرر را در معاملات ارزهای دیجیتال جابه جا کنیم

چرا و چه زمانی باید حد ضرر را در معاملات ارزهای دیجیتال جابه جا کنیم

وقتی شما در بازار ارزهای دیجیتال اقدام به سرمایه گذاری می کنید، زمان هایی فرا می رسد که بازار دچار نوانات در قیمت شده و قیمت ها ثابت نخواهد بود. در چنین مواقعی باید بتوانید تصمیم گیری درستی نمایید تا بدانید آیا باید به سرمایه گذاری ادامه داده، یا آن را به طور موقت متوقف نمایید. این امر یکی از دغدغه های سرمایه گذاران ارزهای دیجیتالی است. زیرا هدف همه کسانیکه در این بازار به انجام معاملاتشان می پردازندف کسب سود بیشتر با حداقل میزان ضرر است.

یکی از مشکلاتی که تریدرها در بازار ارزهای دیجیتال دارند، بحث معامله گری می باشد. این مشکل به زمانی باز می گردد که بازار بر خلاف نظری که تحلیل های معامله گر به آنها رسیده، پیش خواهد رفت. در این مواقع معاملاتی که انجام می شود با ضررهای زیادی مواجه خواهد شد. گاهی این ضرر و زیان ها بسیار بزرگ است. با توجه به این امر در بازار ارزهای دیجیتال یک شاخص وجود دارد که به آن حد ضرر و یا Stop Loss گفته می شود.

حد ضرر چیست؟ در واقع حد ضرر (Stop Loss) دستوری است، برای اینکه یک پوزیشن در یک قیمت و یا درصد خاص، بسته شود. وقتی که این اتفاق بیفتد ضرر را کنترل و آن را محدود کرده ایم. بنابراین می توان گفت کاربرد حد ضرر این است که در مواقعی که ضرر در حال اتفاق افتادن است، آن را محدود کنیم. بنابراین این امر در مواقع و زمان هایی کاربرد دارد که ایده ما برای معاملات درست از کار در نمی آید. حد ضرر که به اختصار به آن SL نیز گفته می شود می تواند یک کمربند ایمنی برای تریدرها باشد.

از آنجا که هر کاربر ارزهای دیجیتال در حوزه خرید و فروش برای خود یک سبک و اساس معاملاتی دارد، قبل از اینکه اقدام به خرید یا فروش نماید، یک چارچوب ذهنی برای خود قرار داده است. که در معاملاتش مثلا فلان قیمت مناسب است و به سود منتهی می شود. حد ضرربرای شما یک انکانی است که به اشتباه خود پی ببرید و با حداقل ضرر و زیان از سرمایه خود محافظت کنید.

در مدیریت ریسک، بهره گیری از حد ضرر به عنوان یک پایه مهم محسوب شده که باید با دقت از آن بهره گیری کرد. زیرا اگر مدیریت و استفاده از حد ضرر ضعیف باشد می تواند هزینه های زیادی را به دنبال داشته باشد. البته در مواردی هم بوده است که حد توقف در فیتیله شمع یعنی همان نمودار کندل استیک بوده است. و در این شرایط از معامله خارج شده ایم. اما بعد قیمت به هدف دلخواه ما رسیده است، اما متاسفانه از معامله دور و خارج بوده ایم.

برای جلوگیری از چنین مواردی باید روش های حد تعیین ضرر را به خوبی بدانیم و از آنها در شرایط مختلف استفاده کنیم. همانگونه که برای سود نیز حد سود وجود دارد. هر چند قرار دادن حد ضرر بسیار مهم تر و حیاتی تر از قرار دادن حد سود است. زیرا از نابودی کامل سرمایه شما جلوگیری می کند. یکی از این روش های تعیین حد ضرر تعیین نکردن پیشاپیش سطح توقف است.

قبل از اینکه وارد یک معامله شوید باید برای خود مشخص کنید که حد توقف برای شما کجا می تواند باشد. این امر درباره ورود و هدف های شما نیز می تواند تطبیق داشته باشد. وقتی را در نظر بگیرید که ترید فعال بوده اما بازار دارای نوسان است و به دنبال آن نیز سود و زیان شما نوسان دارد. در چنین شرایطی کاربران به دنبال هر دلیلی می گردند که در بازار باقی بمانند. وقتی حد ضرر خود را قبل از ورود به معاملات تعیین کرده باشید چون دور از احساسات بوده و هنوز سرمایه شما در امنیت است، عاقلانه تر تصمیم خواهید گرفت. پس قبل از هر کاری با نگاهی به نمودارها حد ضرر خود را مشخص کنید.

اما زمانیکه ایده معامله ای که داشته اید درست از آب در نیامده باشد و شما حد توقف را نیز مشخص نکرده باشید. همه چیز بر علیه شما خواهد شد. این زمانی است که بازار با تمام نیروی خود شروع به حرکت علیه شما کرده و معاملاتتان پر ضرر خواهد بود. پس قبل از اینکه اقدام به انتخاب یک پوزیشن کنید، تصمیم گیری درستی نمایید. تا اگر ترید شما بی اعتبار شد حد توقف داشته باشید.

یکی از پر ریسک ترین تصمیمات شما این می تواند باشد که سعی نمایید بازار را در چارچوب خود متناسب نمایید. زیرا اصلا برای بازار اهمیتی نسبت به ریسک شما وجود ندارد و برای بازار اصلا مهم نیست که یک عددی مثلا ۴ درصد یا هر مقدار و عدد دیگری دور از نقطه ورود قرار گرفته باشد. شما باید استراتژی خود را تغییر دهید و چارچوب کاری خود را با بازار هماهنگ نمایید. اگر قانونی وجود داشت که به شما می گفت فلان عدد، عدد طلایی برای حد معامله شما است، کار را برایتان خیلی راحت تر می نمود. اما چنین امکانی وجود ندارد. بنابراین می توانید حد ضرر خود را هر عدد دلخواهی قرار دهید.

اما به یاد داشته باشید گذاشتن حد ضرر بر اساس هر عدد دلخواه باید بر اساس تحلیل تکنیکال صورت گیرد. در تحلیل تکنیکال است که تاریخ یک کوین یا ارز دیجیتال را با نمودار قیمت و حجم تریدمورد بررسی قرار می دهد و کاری به این ندارد که کوین یا پروژه چه کاری را می کند و یا چه هدفی را در آینده دنبال می کند. از آنجا که تحلیل تکنیکال از ایده های بنیادین تئوری Dow می باشد. برای دستیابی به درک بهتری از آن باید این ایده ها را خوب بشناسید و درباره آنها مطالعه نمایید. زیرا تحلیل تکنیکال بر اساس آنها شکل گرفته است.

همچنین نباید حد ضرری را که برای خود تعیین می کنید بر اساس یک سطح خاص از قیمتی باشد که میل و رغبت شما با آن است. زیرا بازار به میل و رغبت شما هیچ اهمیتی نخواهد داد. پس می توانید حد ضرر ضرر و حجم معامله خود را بر اساس سر به سر شدن و یا سود حاشیه ای در اولین زمان ممکن قرار دهید. البته تعیین حد ضرر به این معنی نیست که کلا معاملات شما از هر ریسکی پاک باشد بلکه هدف این است که اگر ایده شما درست از کار در نیامد همه سرمایه خود را از دست ندهید.

بر اساس منطق معاملات ارزهای دیجیتال حد توقف بهتر است بر اساس تحلیل تکنیکال صورت گیرد و بسیاری از کاربران نیز با آن موافقت دارند. اما با این حال حد ضرر را برای سر به سر شدن یا سود حاشیه ای تعیین می کنند، که این خود دارای یک تناقض است. زیرا در این صورت حد ضرر یا حد توقف را گویا بر اساس اعداد اختیاری تعیین کرده باشند. برای بازار ضرر و حجم معامله اهمیت چندانی ندارد که شما در کجا وارد شده باشید، اگر شما حد توقف را حرکت داده باشید در واقع رویکردی تکنیکال محور را رها نموده اید. تنها راهش این است که سربهسر شدن طبق سطح تکنیکال بوده باشد.

برای به دست آوردن سودی که بسیار جزیی است شما نباید حد توقف خود را رها کنید. در چنین مواردی باید یک سوال از خودتان بپرسید و آن این است که اگر قیمت سر به سر بود و پوزیشن نداشتید، آیا باز آن معامله را به عنوان یک ناحیه مهم یا سطح بی اعتبار دنبال می کردید؟ اگر پاسختان خیر بود، نشان دادن این است که خارج شدن از معامله تنها تصمیمی است که شانسی و اختیاری می باشد. بنابراین حد توقف تا جایی باید جلو برود که مطمین شوید در ترید و ایده خود دچار اشتباه شده اید.

اگر نتوانید در یک نقطه مشخص ترید خود را باطل کنید و معامله را رها کنید هرگز نباید وارد یک معامله شده و سرمایه خود را وارد میدان کنید. پس شما باید بتوانید در مواقع لزوم در فلان نقطه ترید خود را باطل کنید. اما در کل باید بتوانید به طرح ترید خود باور داشته باشید و بگذارید این بازار باشد که به شما نشان می دهد دچار اشتباه شده اید که در این صورت باید حد ضرر را رعایت کرده و معامله را رها کنید.

تریدی که بر اساس تتبلی باشد یک حرکت بدون فکر و مطالعه و یک حرکت همیشگی است. این امر به طور یقین شما را از تحلیل تکنیکال دور نگه خواهد داشت. در بازار ارزهای دیجیتال ساختارهای قیمتی وجود دارد که قبل از نوسان و برعکس شدن قیمت ها در بازار همه کاربران را جذب کرده و در واقع باعث هجوم آنها می شود. پس برای اینکه در چنین بازار گرفتار نشوید از گذاشتن حد ضرر در بالا و پایین قله ها و کف های کلیدی به شدت اجتناب و دوری کنید. زیرا بارها اتفاق افتاده است که قبل از اینکه بازار برگردد از این نواحی نیز گذشته است.

بنابراین بهتر است قبل از ورود به بازار تمرین کنید. به این صورت که برای خودتان یک نمودار قیمت درست کرده و نقاط نوسان کلیدی، قله ها و کف را کاملا مشخص نماییید. بعد از مدتی کاملا متوجه این امر خواهید شد که در بیشتر موارد قیمت قبل از بازگشت از این سطوح نیز می گذرد. تریدرهای باتجربه و عاقل که حدضرر را در این قله ها و پایین مشخص کرده اند، قبل از اینکه بازار به حالت برگشت بازگردد فورا از معامله خارج می شوند.

برای اینکه از شکار شدن در این بازار جلوگیری کنید باید به قیمت ها حسابی توجه داشته باشید. وقتی به نواحی کلیدی نزدیک می شوید، زیاد بر روی آن تمرکز نکنید چون نیاز نیست حد توقف خود را در مناظق واضح قرار دهید. برخی نقاط هستند که از آنها برای ترک کردن سفارش ها استفاده می شود و آنها نقاط نوسانی عمیق و واضح می باشند. در این نقاط که مرزهای محدوده ای و نقاطی که برای همگان قابل تشخیص می باشندف اینگونه نقاط می باشند.

پس لازم است فضایی را در نظر بگیرید که مابین این سطوح و حد ضررتان می باشد. تا به قیمت اجازه دهید بدون اینکه از معامله خارج شوید، به را حتی از این سطوح گذر نمایید. بنابراین اگر بازار دارای برخی خیزش ها باشد، به آن اجازه تنفس داده و از اینکه حد توقف خود را دقیقا در این نقاط قرار دهید اجتناب نمایید. بهتر است که حد توقف خود را تغییر ندهیدو درباره دلایل آن بیشتر به شما توضیح خواهیم داد.

تغییر دادن حد توقف یک حرکت کورکورانه است. زیرا این کار بدون توجه به تحلیل تکنیکال صورت می گیرد. بنابراین باید از انجام آن کاملا اجتناب نمایید. اما در مواقعی هست که بازار کاملا ثابت می باشد، در این صورت اگر حد توقف خود را تغییر دهید. در واقع همان حرکت در جهت مورد انتظار شما می باشد. این خود یک روش است که بر اساس تحلیل تکنیکال و بر اساس حفظ سود شما می باشد. و در حالی است که قیمت به سمت هدف در حال حرکت است. این دو حرکت با یکدیگر تفاوت دارند زیرا اولی بر اساس احساسات است اما دومی را شما بر اساس تحلیل تکنیکال انجام می دهید.

با این کار سود خودتان را در حرکت قیمت به سمت هدف مورد حمایت قرار می دهید و از آن محافظت می کنید. یک مثال می زنیم تا بیشتر به درک اهمیت این موضوع برسید. حرکت دادن حد توقف بعد از یک کندل حرکتی فشاری است در جهتی که مورد انتظار می باشد. در اینصورت ثابت می نماید که خریداران یا فروشندگان به آن ناحیه وارد شده اند. و این یک موضوع عادی و رایج در بازار می باشد. در چنین قیمتی دلیلی ندارد که به بالا یا پایین برگشتی داشته باشد و این متفاوت است از حرکتی احساسی در مورد قبلی می باشد. در این مثال اگر شما وارد معامله گردید، نسبت پاداش به دیسک نسبت دو به یک است.

اما منظور ما از اینکه می گوییم باید حد توقف را در زمان خرید بالا برده و در زمان فروش پایین بیاورید این است که این زمانها قیمت در حال حرکت به سوی هدف شما می باشد. زیرا بازار هیچ دلیل و التزامی ندارد که برای برخورد دقیق به هدف شما اقدامی نماید. بنابراین شما با حرکت دادن حد توقف مانع از این امر می شوید که یک معامله اس که سودآور است ناگهان سربه سر شده و یا باعث ضرر برای شما شود. حالا فرض کنید که قیمت افت کرده است. شما تصمیم می گیرید حد توقف ضرر را برای سود حاشیه ای و یا جلوگیری از ضرر تغییر دهید. در این صورت ممکن است قیمت به هدف شما نزدیک شود اما به آن نرسیده باشد. بنابراین بهترین کار این است که شما نسبت پاداش به ریسک خود را مورد مقایسه قرار داده و منطقی بودن آن را بسنجید.

در این مثال همانگونه که مشاهده می نمایید اگر شما حد توقف خود را دستکاری نکرده و تغییر ندهید، ریسک پس دادن سود به بازار برای شما وجود خواهد داشت. حالا در چنین شرایطی اگر اصلا دست به حد توقف خود نزنید، تناسب پاداش به ریسک شما در صورتی که قیمت به هدف دلخواه شما نرسد، نامناسب می گردد. در بازار ارزهای دیجیتال در واقع ترید رایگان اصلا وجود خارجی ندارد، این پول، پولی است که شما باید به بازار پس بدهید. اگر ایده شما درست نباشد که در اکثر مواقع نیز همینگونه است، زمانی شما سود خواهید کرد که حد توقف خود را حرکت داده باشید.

بهتر است دست از غرور نابجا بردارید و یک معامله خوب را خراب نکنید به این بهانه که حتما باید به هدف سود خود برسید، این واقعا نادرست است. بازار هیچ بدهی به شما ندارد و اهمیتی هم نمی دهد که هدف شما وافعا چه سودی است. اگر معاملات تغییر می کنند پس حد ضرر نیز باید حرکت کند. شما رد طول فعالیت در بازار و انجام ترید، حتما باید نسبت پاداش به ریسک درست را حفظ کرده تا بتوانید سود خوبی به دست بیاورید.

اگر در معامله در همه نقاط برای خود زمینه مناسب برای بازگشت را قرار داده باشیدف می توان گفت در مدیریت ریسک خود خود عمل کرده اید. زیرا بازار به شما هیچ بدهکاری را ندارد. شما باید محتاطانه عمل کرده و حد ضرر را عاقلانه تعیین کرده باشید. در این صورت می توانید انتظار یک ترید سودآور را نیز داشته باشید. همچنین در این موارد خیلی ضرورتی وجود ندارد که تریدهای شما بسیار دقیق بوده باشد.

پس قبل از هر معامله ای حد ضرر خود را تعیین کنید و نزدیک ترین نقطه را که ثابت می کند تحلیل شما اشتباه بوده است را در نظر بگیرید. بهتر است از احساسی عمل کردن دوری کرده و بدون تحلیل تکنیکال از جابهجا کردن حد ضرر دوری کنید. فراموش نکنید حد ضرر یک دوست معاملاتی برای شما است و به آن به چشم ابزاری که باعث ضرر برای شما شده هرگز نگاه نکنید.

تکنیک های مدیریت ریسک برای معامله گران فعال

تکنیک های مدیریت ریسک برای معامله گران فعال

هدف از مدیریت ریسک در واقع کاهش ضررها می باشد. همچنین مدیریت ریسک می تواند به محافظت از حساب های معامله گران در برابر از دست دادن تمام پول خود کمک کند. ریسک زمانی رخ می دهد که معامله گران متحمل ضرر شوند و اگر بتوان ریسک را به نحوه ی درستی مدیریت کرد، معامله گران می توانند با خیال راحت تری در بازار درآمد کسب کنند.

این یک پیش نیاز ضروری اما اغلب نادیده گرفته شده برای معامله گری فعال و موفق است. به هر حال، معامله‌گری که سود قابل توجهی به دست آورده است، می‌تواند همه آن را تنها در یک یا دو معامله بد بدون یک استراتژی مدیریت ریسک مناسب از دست بدهد. بنابراین چگونه می‌توان بهترین تکنیک‌ها را برای مهار ریسک‌های بازار ایجاد کرد؟ در این مقاله در مورد چند استراتژی ساده که می توان از آنها برای محافظت از سود معاملاتی خود استفاده کرد، بحث خواهد شد.

برنامه ریزی معاملات خود

مدیریت ریسک

همانطور که ژنرال ارتش چین "سون تزو" می گوید: "در هر نبرد قبل از وقوع آن باید پیروز شد." این عبارت نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی ها و استراتژی ها - نه نبردها - برنده جنگ‌ها هستند. به طور مشابه، معامله گران موفق معمولاً این عبارت را نقل می کنند: "معامله را برنامه ریزی کن و برنامه ریزی را معامله کن." درست مانند جنگ، یک برنامه ریزی از پیش آماده شده می تواند اغلب به معنای تفاوت بین موفقیت و شکست باشد.

در ابتدا مطمئن شوید که کارگزار (یا بروکر یا صرافی) شما برای معاملات مکرر مناسب است. برخی از کارگزاران برای مشتریانی که به ندرت و با دید بلند مدت معامله می کنند، ضرر و حجم معامله مناسب هستند. آنها کمیسیون های بالایی دریافت می کنند و ابزارهای تحلیلی مناسبی را برای معامله گران فعال ارائه نمی دهند.

نقاط حد ضرر (S/L) و حد سود (T/P) دو روش کلیدی را نشان می دهد که معامله گران می توانند از قبل در هنگام معامله برنامه ریزی کنند. معامله گران موفق می دانند که حاضرند چه قیمتی بپردازند و به چه قیمتی بفروشند. سپس آنها می توانند بازده حاصل را در برابر احتمال رسیدن سهام به اهدافشان اندازه گیری کنند. اگر بازده تعدیل شده به اندازه کافی بالا باشد، معامله را انجام می دهند.

برعکس، معامله گران ناموفق اغلب بدون داشتن ایده ای قبلی از نقاطی که در آن با سود یا زیان باید از معامله خارج شوند، وارد معامله می شوند. مانند قماربازانی که در ضرر و حجم معامله یک دوره خوش شانس یا بدشانس هستند، کم کم احساسات به آنها چیره شده و بر معاملات آنها دیکته می شود. زیان اغلب مردم را تحریک می‌کند که دست نگه دارند و امیدوار باشند که زیان آنها جبران می شود، در حالی که سود می‌تواند معامله‌گران را ترغیب کند تا به امید سودهای بیشتر منتظر بمانند و از معامله ی خود خارج نشوند.

در نظر گرفتن قانون یک درصد

بسیاری از معامله‌گران روزانه از قانون یک درصدی پیروی می‌کنند. اساساً، این قانون بطور سرانگشتی نشان می دهد که هرگز نباید بیش از 1٪ از سرمایه یا حساب معاملاتی خود را در یک معامله قرار دهید. بنابراین اگر 10000 دلار در حساب معاملاتی خود دارید، هرگز نباید بیشتر از 100 دلار را در یک پوزیشن یا معامله قرار دهید.

در بازارهای سهام ایالات متحده، این استراتژی برای معامله‌گرانی که حساب‌های کمتر از 100000 دلار دارند رایج است - برخی حتی اگر ریسک پذیری بالاتری داشته باشند، این مقدار را به 2% نیز می رسانند. بسیاری از معامله‌گرانی که حساب‌هایشان موجودی بالاتری دارند، ممکن است حتی درصد کمتری را انتخاب کنند. به این دلیل که با افزایش مقدار حساب شما، حجم معامله نیز افزایش می یابد. بهترین راه برای کنترل ضررها به عنوان یک معامله گر فعال یا نوسانگیر، این است که این قانون را زیر 2٪ نگه دارید.

تعیین نقاط حد ضرر یا حد سود

حد ضرر و حد سود

شاید مهمترین نکته ی مدیریت ریسک برای معامله گران فعال تعیین نقاط حد ضرر و حد سود باشد. نقطه حد ضرر قیمتی است که معامله‌گر سهامی را در آن می‌فروشد و با ضرر از معامله خارج می‌شود. این اغلب زمانی اتفاق می‌افتد که یک معامله آنطور که یک معامله‌گر امیدوار بود، انجام نشود. این نقاط برای جلوگیری از ذهنیت "قیمت سهم به زودی باز خواهد گشت!" و محدود کردن ضررها قبل از تشدید آنها طراحی شده اند. به عنوان مثال، اگر سهامی به زیر سطح حمایت کلیدی برسد، معامله گران اغلب در اسرع وقت اقدام به فروش می کنند.

از سوی دیگر، نقطه حد سود، قیمتی است که معامله‌گر سهامی را در آن می‌فروشد و با سود از معامله خارج می شود. این نقاط برای جلوگیری از چیره شدن احساس طمع در معامله گران ست می شوند. به عنوان مثال، اگر یک سهام پس از یک حرکت بزرگ به سمت بالا به یک سطح مقاومت کلیدی نزدیک شود، معامله گران ممکن است بخواهند قبل از یک دوره تجمیع، سهام خود را بفروشند.

نقاط حد ضرر را چگونه به طور موثری تعیین کنیم؟

برای تعیین یک نقطه ی حد ضرر مناسب، معمولا از تحلیل تکنیکال استفاده می شود. اما برخی از معامله گران از تحلیل بنیادی نیز برای این کار استفاده می کنند. به عنوان مثال اغلب آنها "شایعه را می خرند و خبر را می فروشند". به عنوان مثال در بازار بورس ایران، هنگامی که شایعه ی افزایش قیمت سیمان منتشر می شود، سهام سیمانی با تقاضای خوبی همراه شده و رشد می کنند در حالیکه وقتی این موضوع رسما تصویب شده و خبر آن منتشر می شود، رشد قیمت سهام سیمانی متوقف شده و خیلی از آنها با افت نیز مواجه می شوند.

اما برای تعیین نقاط حد ضرر به روش تکنیکال، راه های گوناگونی وجود دارد. مثلا میانگین‌های متحرک یکی از محبوب‌ترین راه ها برای تعیین این نقاط هستند، زیرا محاسبه آنها آسان است و به طور گسترده توسط بازار ردیابی می‌شوند. میانگین های متحرک کلیدی شامل میانگین های 5، 9، 20، 50، 100 و 200 روزه می باشند. اینها با اعمال بر روی نمودار سهام و تعیین اینکه ضرر و حجم معامله آیا قیمت سهام در گذشته به آنها به عنوان سطح حمایت یا مقاومت واکنش نشان داده است، بهتر تنظیم می شوند.

یکی دیگر از راه‌های عالی برای قرار دادن سطوح حد ضرر یا سود، روی خطوط روند حمایت یا مقاومت است. اینها را می توان با اتصال سقف ها یا کف های قبلی که در حجم قابل توجه و بالاتر از حد متوسط رخ داده است، ترسیم کرد. مانند میانگین های متحرک، نکته کلیدی تعیین سطوحی است که در آن قیمت به خطوط روند و البته در حجم بالا واکنش نشان داده است.

چند نکته ی کلیدی دیگر هنگام تعیین نقاط حد ضرر و سود عبارتند از:

• از میانگین‌های متحرک بلندمدت برای سهم‌های بی‌ثبات‌تر استفاده کنید تا احتمال اینکه یک نوسان بی‌معنی قیمت باعث فعال شدن حد ضرر شما شود را کاهش دهید.

• میانگین متحرک را برای مطابقت با محدوده قیمت هدف تنظیم کنید. به عنوان مثال، اهداف طولانی تر باید از میانگین متحرک بزرگتر برای کاهش تعداد سیگنال های تولید شده استفاده کنند.

• حد ضررها نباید کمتر از 1.5 برابر دامنه بالا به پایین فعلی (نوسان) باشد، زیرا احتمال اجرای بدون دلیل آن بسیار زیاد است.

• برای مدیریت ریسک بهتر، حد ضرر را با توجه به نوسانات بازار تنظیم کنید. اگر قیمت سهام بیش از حد نوسان نمی کند، می توان نقاط توقف ضرر را نزدیکتر به قیمت خرید قرار داد.

محاسبه بازده مورد انتظار

برای محاسبه بازده مورد انتظار، تعیین نقاط توقف ضرر و سود نیز ضروری است. در اهمیت انجام این محاسبه نمی توان اغراق کرد، زیرا معامله گران را مجبور می کند تا به معاملات خود فکر کنند و آنها را منطقی کنند. همچنین، روشی سیستماتیک برای مقایسه معاملات مختلف و انتخاب تنها سودآورترین آنها به معامله گران ارائه می دهد.

این مورد می تواند با فرمول زیر محاسبه شود:

احتمال ضرر * درصد ضرر (با علامت منفی) + احتمال سود * درصد سود

نتیجه این محاسبه یک بازده مورد انتظار برای معامله‌گر فعال است، که اگر مثلا بین انتخاب دو فرصت معاملاتی شک دارد، بتواند با توجه به نتیجه ی فرمول فوق تصمیم خود را بگیرد. (هرچه مقدار منتج شده از فرمول فوق بزرگتر باشد، معامله ی مورد نظر جذاب تر است.) احتمال سود یا زیان را می توان با استفاده از تاریخچه ی نمودار سهم یا برای معامله گران باتجربه، با یک حدس آگاهانه محاسبه کرد.

متنوع سازی

تشکیل سبد

اطمینان از اینکه از معاملات خود بیشترین استفاده را می کنید به این معنی است که هرگز تخم مرغ های خود را در یک سبد قرار ندهید. اگر تمام پول خود را در یک جا قرار دهید، خود را برای ضرری بزرگ آماده کرده اید. بنابراین سرمایه گذاری های خود را تا جای ممکن گسترده کنید. به عنوان مثال بخشی از سرمایه خود را در سهام، بخشی را در ارزدیجیتال و بخشی را به عنوان پول نقد نزد خود یا در بانک نگه دارید و در خود آن بخش ها نیز، سرمایه خود را پخش کنید. یعنی به عنوان مثال، سبد سهام و یا سبد ارزدیجیتال تشکیل دهید. این نه تنها به شما در مدیریت ریسک کمک می کند، بلکه فرصت های بیشتری را نیز در اختیار شما قرار می دهد.

سخن پایانی

معامله گران باید همیشه قبل از انجام معامله بدانند که چه زمانی قصد ورود یا خروج از معامله را دارند. با استفاده موثر از حد ضرر، یک معامله گر می تواند نه تنها ضرر، بلکه تعداد دفعات خروج بی مورد از معامله را نیز به حداقل برساند. در نتیجه، برنامه نبرد خود را همیشه از قبل تهیه کنید تا از قبل بدانید که در جنگ پیروز می شوید!

روش تعیین حد ضرر در معاملات بورس

مفهوم حد ضرر در سرمایه گذاری بازار بورس به چه معناست؟
حد ضرر چیست و فرمول محاسبه آن

حد ضرر در سرمایه‌گذاری بورس

حد ضرر در بورس یا استاپ لاس عبارت است از حداکثر مقدار ضرر مجاز در یک معامله که معمولا به اختصار با عبارت SL نمایش داده می شود. به بیان دیگر حد ضرر یعنی جایی که تحلیل معامله‌گر نقض می‌شود و بازار بر خلاف پیش‌بینی معامله‌گر حرکت می‌کند. در چنین شرایطی با فعال شدن دستور حد ضرر، معامله بسته می‌شود و از زیان بیشتر معامله‌گر جلوگیری می‌کند.

حال اگر بعد از خرید یک سهم برخلاف انتظار ما قیمت آن شروع به کاهش کرد، به این معنی است که یا در محاسبات خود اشتباه کرده‌ایم یا بر خلاف روند بازار، وارد شده‌ایم و تحلیل درستی از سهم نداشتیم و در این شرایط باید صبر کنیم تا بعد از کاهش قیمت، سهام دوباره به قیمت مورد نظر ما برسد و یا بعد از اندکی کاهش بلافاصله از سهم خارج شویم.‌‌ Stop Loss نقطه‌ای است که در صورت رسیدن قیمت سهم به آن نقطه، معامله بدون هیچ گونه شک و تردید و چون و چرا خارج می‌شود. گاهی ممکن است بعد از رسیدن قیمت سهم به Stop Loss و خارج شدن از معامله، بلافاصله روند قبمتی سهم تغییر کند.

معامله‌گران آماتور از اینکه برای معامله خود حد زیان تعیین کرده ابراز پشیمانی می‌کند و احتمالآ در آینده چنین کاری نخواهد کرد. اما معامله گر منطقی و با تجربه به بررسی علت و ضعف استراتژی معاملاتی خود در تعیین نقطه ورود و خروج مناسب می‌پردازد. او سعی بر این می‌کند که به مرور خطای خود را در تعیین حد ضرر کاهش دهد. بنابراین معامله گر منطقی به مرور یک استراتژی تدوین می‌کند که در شرایط مختلف بازار سوددهی را برای خود تضمین می‌کند.

یک سرمایه‌گذار حرفه‌ای ابتدا باید قبل از انجام هر معامله ای یک بررسی کامل از سهامی که قصد خرید و یا فروش آن را دارد داشته باشد تا بدینوسیله بتواند حد سود و زیان را تعیین کند در صورتی که به سود مورد نظر دست یافت یا سهم به مقاومت خود رسید، از سهم خارج می‌شود زیرا هیچ سهمی برای همیشه حالت صعودی نخواهد داشت حال اگر سهام رشد نزولی پیدا کرد و به حد ضرر رسید سرمایه گذار میبایست سریعا از سهم خارج شد. با توجه به این که نوسان های بازار می تواند بسیار زیاد باشد و بستن بصورت دستی ممکن است مقدور نباشد پیشنهاد می کنیم که حتما در معاملات خود در دستورات تنظیم شده در کارگزار فارکس یا هر کارگزاری دیگر حتما حد ضرر یا استاپ لاس را قرار دهید تا خود کار اعمال شود.

نکته! به اهداف خرید خود فکر کنید مانند قیمت خرید، قیمت فروش، مقدار سود و مقدار زیان است. برای سرمایه‌گذاری در بورس باید ابتدا انتظارات خود را تعریف کنیم و به سوالاتی نظیر زمان ورود یا خروج در یک سهم، سود مورد انتظار و میزان ضرری که حاضر به پذیرش آن هستیم، پاسخ دهیم.

عوامل موثر در تعیین حد ضرر:

  • ‌خط روند حمایت
  • ‌فیبوناچی: درصد ها و سطوح فیبوناچی قیمت های احتمالی برای حمایت و مقاومت هستند و برای انجام معاملات این قیمت ها را باید حتما از قبل بر روی چارت تحلیل تکنیکال خود علامت بزنید.
  • ‌امواج الیوت
  • ‌الگوهای نموداری
  • ‌کف دوقلو
  • ‌الگوی سروشانه
  • وضعیت کلی بازار بورس
  • خصوصیات فردی و روحی سرمایه گذار سهام
  • مقدار ریسک
  • میزان سرمایه
  • قصد از سرمایه گذاری
  • انتظارات از سهم
  • تاریخچه نوسانات آن سهم

محاسبه حد ضرر:

‌روش‌های متعددی برای محاسبه حد ضرر در معامله وجود دارد. برخی از این روش‌ها با توجه به فاصله قیمتی از نقطه خرید سهام است و برخی توسط اندیکاتورها و ابزار تحلیل تکنیکال تعیین می‌شود. در ادامه به بررسی چند مورد از پرکاربردترین روش‌های محاسبه حد ضرر می‌پردازیم.

  • تعیین حد ضرر ثابت: معامله‌گر مقدار مشخصی را به‌عنوان حد ضرر در نظر می‌گیرد و زمانی‌که قیمت به آن نقطه رسید، اقدام به فروش می‌کند.
  • حد ضرر مکانیکال: حد ضرر به شیوه مکانیکال برای محاسبه و تعیین نقطه ضرر از اندیکاتورها استفاده می‌شود.
  • حدضرر تکنیکال و ترسیمی: ‌برای تعیین حد ضرر به روش تکنیکال از ابزارهای ترسیم نمودار که در تحلیل تکنیکال موجود است استفاده می‌شود.
نحوه اعمال حد ضرر:

برای تعیین حد ضرر در یک معامله دو عامل مهم باید در نظر گرفته شود. یکی از این عوامل حجم معامله و دیگری قیمت سهام است. چنانچه حجم معامله به مقدار مشخصی برسد و قیمت از یک حد تعیین شده‌ای کمتر شود، حد ضرر فعال می‌شود. فعال شدن حد ضرر در یک معامله بورسی به مفهوم تثبیت قیمت پایانی سهم زیر قیمت حد ضرر است. یعنی بر اساس استراتژی که مکتوب کرده‌اید، اگر قیمت پایانی سهم شما از حد ضررتان پایین‌تر رفت، می‌بایست اقدام به فروش سهم نمایید. یکی از دلایل رعایت حد ضرر از منظر معامله گری اینست که خواب سرمایه شما را از بین می‌برد. ممکن است سهمی که شما حد ضرر آن را رعایت نکرده اید، پس از مدتی دوباره به قیمت بالای حد ضرر برگردد و شاید از نظر یک تریدر معمولی، نیاز به رعایت حد ضرر نباشد. اما یک تریدر حرفه‌ای به این نکته اینطور نگاه می‌کند که عدم رعایت حد ضرر موجب می‌شود که در یک بعد قضیه سرمایه وی از خواب زیادی برخوردار شود و از سودهای دیگر بازار باز بماند. همچنین گذشت زمان و بازنگری سهم به قیمت های قبلی موجب خستگی سهامدار و فروش در ضرر بیشتر خواهد شد.

‌مزیت تعیین حد ضرر در بورس چیست؟

یکی از مزیت‌های اصلی حد ضرر را علاوه‌ بر جلوگیری از افزایش زیان، می‌توانیم جلوگیری از خواب سرمایه نیز بدانیم.

نکته! در بازارهایی مانند فارکس مزایای تعیین حدضرر بصورت خودکار این است که شما مجبور نخواهید بود که قیمت جفت ارز را بصورت روزانه چک کنید.

تعیین حد ضرر در بورس به چه معناست و اصطلاحات در تحلیل تکنیکال چیست

تعیین حد ضرر در بورس به چه معناست و اصطلاحات در تحلیل تکنیکال چیست

یکی از اصطلاحات مهم در معامله گری تعیین حد ضرر و زیان است. بدون داشتن هدف مشخص در سرمایه گذاری نمی توان از سرمایه خود محافظت نمود. افراد حرفه ای پس از ورود به هر معامله در بازار بورس ابتدا حد ضرر و زیان و حد سود خود را تعیین می کنند.

به گزارش ایسنا، بنابر اعلام چارت ایران، حد ضرر و زیان و سود به معنی انتخاب حد مشخصی است که چنانچه قیمت سهام به آن حد برسد، معامله گر اقدام به فروش سهام می نماید. فروش در حد سود به معنی رسیدن به هدف سود مورد نظر و فروش در حد ضرر به معنی جلوگیری از زیان بیشتر است. در هر صورت تعیین حد سود و ضرر به معامله گر امکان داشتن استراتژی معاملاتی مشخص می دهد.

تعیین حد ضرر و زیان در معاملات بورس

حد ضرر و زیان بورس چیست

حد ضرر و زیان در بورس به معنی تعیین یک مرز مشخص برای سهام خریداری شده است. معمولا حد ضرر و زیان را حداکثر ۱۰ درصد قیمت سهام خریداری شده در نظر می گیرند. حد ضرر نرمال حدود ۵ تا ۷ درصد است. به عنوان مثال چنانچه شما سهامی را با قیمت ۱۰۰۰ تومان خریداری می کنید، حد سود و ضرر ۱۰ درصد به شما می گوید که وقتی قیمت سهام به ۱۱۰۰ تومان و یا ۹۰۰ تومان رسید آن را بفروشید. در این جا ۱۱۰۰ تومان حد سود و ۹۰۰ تومان حد ضرر و زیان است.

تعیین حد ضرر برای معامله گری موفق در بورس

بی توجهی به حد ضرر و زیان در معامله گری در بورس می تواند از دست دادن سرمایه را به همراه داشته باشد. برخی افراد پس از رسیدن به حد ضرر و زیان آن را تغییر داده و یا نادیده می گیرند. این چشم پوشی می تواند به قیمت از دست دادن سرمایه معامله گر تمام شود. حد ضرر و زیان خود را طوری تعیین کنید که حداکثر ۱۰ درصد سرمایه شما را شامل شود. در مواقعی که روند افزایشی است، پس از رسیدن به قیمت جدید، می توان حد ضرر و زیان متغیر با توجه به قیمت جدید در نظر گرفت. این کار منجر به حفظ سرمایه و سود شما خواهد شد.

تحلیل تکنیکال

روش های تکنیکال با استفاده از نمودارهای قیمت، اندیکاتورها و شاخص ها، روندهای صعودی، نزولی و خنثی، الگوهای رفتاری مختلف، انواع سطوح حمایتی و مقاومتی و میانگین متحرک به تجزیه و تحلیل می پردازند. مدل های مختلف نمودار و معانی که هر کدام دارند در نهایت منجر به پیش بینی آینده بازار خواهد شد. تحلیل تکنیکال به در اهداف کوتاه مدت و میان مدت سرمایه گذاری کاربرد زیادی دارند. نوسان گیری از روش های تکنیکال برای انتخاب نماد مناسب و تعیین زمان ورود و خروج به بازار استفاده می نماید.

اصطلاحات مهم تحلیل تکنیکال

سطح مقاومتی و سطح حمایتی نمودار قیمت

یکی از مفاهیم مهم در نمودار قیمت و تحلیل تکنیکال مقدماتی و پیشرفته رایگان ، سطوح حمایتی و مقاومتی است. دانستن معانی سطوح به تحلیل صحیح نمودار و رفتار بازار منجر می شود. سطح مقاومتی به سطح قیمتی گفته می شود که بازار در روند صعودی خود با آن درگیر خواهد بود. گذشتن از این سطح دشوار بوده و به اصطلاح مقاومت از خود نشان می دهد.

سطح مقاومتی در روندهای صعودی نمودار دیده می شود. از دیگر مفاهیم تحلیل تکنیکال سطح حمایتی است. سطح حمایتی به سطح قیمتی گفته می شود که در صورت روند نزولی و تمایل بازار به کاهش قیمت ها، در این سطح با حمایت مواجه می شود. عبور از سطح حمایتی و رسیدن به قیمت پایینتر با مقاومت بازار مواجه است. در روندهای نزولی نمودار سطح حمایتی منجر به حمایت از قیمت سهم در سطح حمایتی می شود.

اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال

یکی از اصطلاحات مهم در تحلیل تکنیکال اندیکاتورها هستند. اندیکاتورها با استفاده از فرمول و ابزارهای محاسبه اطلاعات مفیدی در اختیار ما قرار می دهند. اندیکاتورهای روی نمودار و خارج نمودار جهت حرکت نمودار را نمایش می دهند. روند صعودی و نزولی نمودار توسط اندیکاتور نشان داده شده و قدرت پیش بینی بازار به معامله گران داده می شود. نکته مهم دیگر این است که انواع میانگین متحرک، حجم معاملات و روند بازار به کمک اندیکاتور و شاخص ضرر و حجم معامله ها به تحلیل بازار کمک می کنند.

پرایس اکشن را می توان بعنوان یکی از مفاهیم پرطرفدار تریدری نام برد با دانستن نحوه بکارگیری آن می توان عملکرد در بازار را بهبود بخشید. علاوه بر این، به کمک آن، عملکرد و نگاه به چارت پیشرفت زیادی خواهد داشت. به همین دلیل، در این مقاله به آموزش پرایس اکشن و نکات مهم آن می پردازیم.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.